تبليغاتX
..:: حزب الله ::..

..:: حزب الله ::..

صفحه ی نخست | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر


پیام مدیریت

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

تا دولت کریمه ، یک یا حسین دیگر

آدرس دیگر وبلاگ
HTTP://WWW.HEZBOLLAH.SUB.IR


حدیث روز


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


برگزیده ای از مطالب سایت

20 سوال بي‌پاسخ در مناظره!
مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند
اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد
موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟
متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور
كرامت زن و ابزارگونگی زن
عصر پساهاشمی
ماجرای چیز های موسوی.....
احمدی‌نژاد شهادتت مبارک
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
تبلیغ « سبز » با چاشنی رقص و آواز
کاريکاتور : چشم بند سبز
میرحسین به «چیز»هایی که جواب نداد، باخت
عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد
نقد اثر سينمايي جديد مشترك مجيدي و موسوي!
عملكرد نخست‌وزير دهه 60 به روايت هاشمي رفسنجاني
نامزدي كه ستادش را نظارت نمي‌كند چگونه بر كشور مديريت خواهد كرد
عکس: نصب سؤال‌برانگيز پرچم‌هاي سبز در ميادين تهران توسط شهرداري
به 20 دليل به آقاي دكتر احمدي‌نژاد رأي مي‌دهم
عذر بدتر از گناه و همه‌ی فیلم‌های دست‌کاری شده‌ی خاتمی
خانجاني:دختران و پسراني که به دست هم "دستبند سبز" مي‌بندند خواهر و برادر هستند
فوق لیسانس معماری، استاد راهنمای رساله‌های کارشناسي ارشد و دکترای علوم‌سیاسی
موسوی: من دکتر نیستم/ تصویر و فیلم اتاق دکتر موسوی!
مشهد يکپارچه احمدي‌نژادي شد
استقبال سرد از خاتمی در خرمشهر و آبادان به روایت تصویر
موسوی ساز فرار از مناظره را کوک کرد
هواداران کروبى با شکستن در وارد دانشگاه اميرکبير شدند
درگيرى سبزها و زردها در تهران !
حاميان احمدي نژاد گل‌ رز به مردم هديه کردند
احمدي نژاد: شايعه سازان و تخريب‌گران را به خوبي مي‌شناسم
شگرد تبليغاتي حاميان موسوي در کرمان
حمله مسلحانه به ستاد احمدی‌نژاد بعد از ترور شخصيتي
ده‌ها برابر مشروطه و ملي‌شدن نفت تحت فشار بودیم
تصاویر بی احترامی شیراک به رییس جمهور سابق
هتاکي بي سابقه حامي موسوي به رييس جمهور
شال سبز مقدس‌تر از قرآن نیست که سر نیزه کردند
جدیدترین دروغ‌سازی حامیان خاتمی: دکتر علی اکبر متکان، کردان است!
انفجار بمب در میان عزاداران فاطمی دومین مسجد اصلی شیعیان زاهدان
سینه‌های خود را برای شمشیرها آماده کرده‌ایم
سه بار برای مصاحبه با موسوی تلاش کردیم، گفت با تشکر معذورم
احمدي‌نژاد: تحقير رئيس‌جمهور سابق در فرانسه از غم‌انگيزترين روزهاي زندگيم بود
نگاه ابزاري به زن، چرا؟
اوج ابتذال در ستادهاي كروبي و موسوي
توزيع اطلاعيه‌هاي تخريبي عليه احمدي‌نژاد در مشهد
رنگ لجني !!!!!!!
فعلا 20 سوال برای اثبات بی صداقتی میرحسین موسوی
تا روزی که در خدمت ملت هستم یک مورد از مفت‌خوری‌ها را هم امضا و تأیید نمی‌کنم
هتاكي حاميان ميرحسين در دانشگاه آزاد
اغتشاش حامیان موسوي در دانشگاه علامه
تهیه کننده سيما : موسوي خودش مصاحبه نمي‌داد

آمار و امکانات


بيانات در ديدار شركت كنندگان در هفدهمين اجلاس سراسرى نماز 29/8/1387

بيانات در ديدار شركت كنندگان در هفدهمين اجلاس سراسرى نماز

29/8/1387

 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

اولاً قلباً و عميقاً تشكر ميكنم از برادران و خواهران عزيزى كه متصدى امر ترويج نماز هستند. در همه جا اين خوب است و ارزشمند است؛ بخصوص در دانشگاه‏ها. و از خداى متعال درخواست ميكنم كه به شما و به جناب آقاى قرائتى و همين طور ديگر دست‏اندركاران اين كار بزرگ كه اين همت را كردند - اين شجره‏ى طيبه را ايشان در زمين كاشتند و بحمداللَّه امروز برگ و بار خوبى  دارد - توفيق بدهد، طول عمر بدهد كه ان‏شاءاللَّه ايشان بتوانند كار را دنبال كنند.

اهميت كار اقامه‏ى نماز و ترويج نماز، ناشى است از اهميت خود نماز. وقتى ما مى‏بينيم در شرع مقدس اسلام اين همه راجع به نماز - چه در قرآن، چه در كلمات نبى مكرم، چه در فرمايشات معصومين - ترغيب و تشويق و اهتمام نشان داده شده، كشف ميكنيم كه اين نماز در بين مجموعه‏ى داروهاى درمانگرِ بيمارى‏هاى جسمى و روحى و فردى و اجتماعى انسان، آن عنصر اصلى يا يكى از اصلى‏ترين عناصر است. همه‏ى واجبات شرعى، اجتناب از همه‏ى محرمات، تشكيل دهنده‏ى مجموعه‏اى است از داروى تجويز شده‏ى از سوى پروردگار براى تقويت بنيه‏ى روحى و اصلاح امور دنيا و آخرت انسان - اصلاح جامعه، اصلاح فرد - منتها در اين مجموعه بعضى از عناصر كليدى هستند كه شايد بشود گفت نماز كليدى‏ترينِ اين عناصر است. «الّذين ان مكّنّاهم فى الارض اقاموا الصّلوة».(1) مؤمنان، مجاهدان راه خدا، ايثارگران طريق تحكيم معارف الهى اين جورى‏اند كه وقتى «ان مكّنّاهم فى الارض»؛ وقتى ما اينها را در زمين متمكن كرديم، قدرت را به اينها سپرديم، خيلى كارها بايد انجام بدهند: استقرار عدالت، ايجاد چه، چه، اما اولْ‏چيزى كه وجود دارد: «اقاموا الصّلوة»؛ نماز را اقامه ميكنند. چه رازى است در اين نماز كه اقامه‏ى آن اينقدر مهم است؟

درباره‏ى نماز خيلى بحث شده است. هر انسانى در درون خود يك نفس سركش دارد، يك پيل مست كه اگر مراقبش بوديد، با چكش مرتب بر سر او كوبيديد، او شما را به هلاكت نخواهد انداخت؛ رفتار او كنترل خواهد شد و همين نفس انسانى مايه‏ى پيشرفت شما خواهد شد. نفس، مجموعه‏ى غرائز انسانى است كه اگر اين غرائز درست كنترل شوند، در راه صحيح به كار گرفته شوند، درست اعمال شوند، انسان را به اوج كمال خواهند رساند. اشكال اين است كه مستى ميكنند. بايستى يك كنترل كننده‏اى وجود داشته باشد. اگر ظلم در دنيا هست، ناشى از بدمستى غرائز و نفسانيات يك يا چند نفر يا يك مجموعه است؛ اگر فحشاء در دنيا هست، همين جور؛ اگر اهانت به انسان و پامال كردن كرامت انسان در دنيا وجود دارد، همين جور؛ اگر فقر در دنيا هست، بخش عظيمى از جامعه‏ى بشرى دچار محروميت از نعم الهى بر روى زمينند، به خاطر همين است. نفسانياتِ مجموعه‏ى ستمگر، ظلم را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى مستكبر، استضعاف را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى تمامت‏خواه و فزونى‏طلب و بى‏رحم، فقر را به وجود مى‏آورد، گرسنگى را به وجود مى‏آورد. اين نفسانيات است كه اين همه مفاسد در عالم از اولِ تاريخ تا امروز وجود داشته و هرچه انسان در به كارگيرىِ توانائى‏هاى گوناگونى كه خدا در او به وديعت گذاشته، جلوتر رفته، اين كمتر نشده، بيشتر شده؛ «چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا».(2) آن ظالمى كه بمب اتم دارد، فرق ميكند با آن ظالمى كه فقط با شمشير ميجنگد. اين نفسانيات براى انسانها خطرناك‏تر شده‏اند.

يك چنين چيزى در وجود انسانها هست. همه‏ى انسانها مبتلا به اين پيل مست در درون وجود خودشان هستند كه بايد اين را مهار كنند. اين مهار با ذكر خداست؛ با ياد خداست؛ با پناه بردن به خداست؛ با احساس نياز به پروردگار است؛ با احساس حقارت خود در مقابل عظمت الهى است؛ با احساس زشتى‏هاى خود در مقابل جمال مطلق حق متعال است. اينها همه‏اش ناشى از ذكر است. انسانى كه باتقواست، يعنى مراقب خودش هست و متذكر هست، منشأ شر و ظلم و فساد و طغيان و بدى به اين و آن نميشود. آن ذكر الهى  مرتب دارد او را نهى ميكند؛ مرتب دارد او را باز ميدارد: «الصّلوة تنهى». «تنهى» يعنى نهى ميكند، نه اينكه دست و پاى انسان را ميبندد؛ غرائز را از كار مى‏اندازد. بعضى خيال ميكنند «الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»،(3) معنايش اين است كه اگر نماز خواندى، ديگر فحشا و منكر از بين خواهد رفت؛ نه، معنايش اين است كه وقتى نماز ميخوانى، آن واعظ درونىِ تو كه با نماز جان گرفته، او مرتب به تو از بدىِ فحشاء و منكر ميگويد. و گفتن و تكرار كردن و بر دل فرو خواندن، طبعاً اثر دارد و دل را خاضع و خاشع ميكند. لذاست مى‏بينيد نماز تكرار بايد شود. روزه، سالى يك بار؛ حج، عمرى يك بار؛ نماز، هر روز چند بار بايد تكرار شود. اهميت نماز اينجاست.

اگر نماز خوانديم، از درون انسان، از دل انسان بگيريد تا سطح جامعه و تا سطح حاكميت بر جامعه - هرچه اين جامعه بزرگ باشد - به بركت نماز امان پيدا ميكند، امنيت پيدا ميكند. دل انسان امنيت پيدا ميكند، جسم انسان امنيت پيدا ميكند، جامعه‏ى انسان امنيت پيدا ميكند. نماز خاصيتش اين است؛ اقامه‏ى صلاة در جامعه اين است. اينى كه اين همه تأكيد شده، كار شما اين است؛ شما ستادهاى اقامه‏ى نماز و ستادهاى ترويج نماز در هر نقطه‏اى از نقاط كشور، در هر قشرى از اقشار و مهمتر از همه در مجموعه‏ى جوانان نخبه و دانشجو. اين معنايش كشاندن جامعه به اين حالت ذكر همگانى است. همگان متذكر باشند؛ كوچك، بزرگ، زن، مرد، مسئول دولتى، غير مسئول دولتى، شخصى كه براى خودش كار ميكند، شخصى كه براى يك جماعتى كار ميكند، اينها وقتى متذكر پروردگار بودند، كارها سامان پيدا ميكند. بيشترِ گناهان ما از غفلت سر ميزند. اين نماز به طور دائم تكرار ميشود.
 در اين زمينه‏ها حرف زياد زده‏اند، ما هم بارها عرض كرده‏ايم؛ نماز جسمى دارد و روحى. به اين بايد توجه بشود. يعنى تك تك ما، خود من و ديگران بايد به اين توجه كنيم. نماز قالبى دارد و مضمونى؛ جسمى دارد و روحى. مواظب باشيم جسم نماز از روح نماز خالى نماند. نميگوئيم جسم بى‏روح نماز هيچ اثرى ندارد؛ چرا، بالاخره يك اثركى دارد؛ اما آن نمازى كه اسلام و قرآن و شرع و پيغمبر و ائمه (عليهم‏السّلام) اين همه روى آن تأكيد كردند، نمازى است كه جسم و روحش هر دو كامل باشد. اين جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، ركوع دارد، سجود دارد، به خاك افتادن دارد، دست بلند كردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. اين تنوع براى پوشش دادن به همه‏ى آن نيازهائى است كه به وسيله‏ى نماز بايستى برآورده شود كه هر كدام رازى در جاى خود دارد و مجموعه‏ى اينها، قالب و شكل نماز را به وجود مى‏آورد. اين شكل خيلى مهم است، ليكن روح اين نماز توجه است؛ توجه. بدانيم چه كار داريم ميكنيم. نماز بى‏توجه - همان طور كه عرض كردم - اثرش كم است.

شما از يك تكه الماس چند قيراطىِ خيلى ارزشمند دو جور ميتوانيد استفاده كنيد. يك جور اين است كه مثل يك الماس، مثل يك سنگ قيمتى از آن استفاده كنيد، يكى هم اين است كه آن را به عنوان سنگ ترازو به كار ببريد و به جاى سنگ چند گرمى تو ترازو بگذاريد و در مقابلش مثلاً فلفل يا زردچوبه بكشيد! اين هم استفاده‏ى از الماس است؛ اما چه جور استفاده‏اى؟! اين مثل تضييع الماس است. البته باز هم با شكستن الماس فرق دارد؛ باز هم همين‏قدر، شكستن از او بدتر است؛ اما استفاده‏ى از الماس هم اين نيست كه آدم او را سنگ ترازو قرار بدهد و با او فلفل و زردچوبه وزن كند. با نماز مثل الماسى كه سنگ ترازو كرده‏ايم، نبايد رفتار كنيم. نماز خيلى ذى‏قيمت است.

يك وقت انسان نماز ميخواند، مثل بقيه‏ى عادات روزانه؛ مسواك ميزنيم - فرض بفرمائيد - ورزش ميكنيم، همين جور نماز هم ميخوانيم در وقت. يك وقت نه، انسان نماز ميخواند، با اين احساس كه ميخواهد حضور در محضر پروردگار پيدا كند. اين يك جور ديگر است. ما هميشه در محضر پروردگاريم؛ خواب باشيم، بيدار باشيم، غافل باشيم، ذاكر باشيم. ليكن يك وقت هست كه شما وضو ميگيريد، تطهير ميكنيد، خودتان را آماده ميكنيد، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنوىِ ناشى از وضو و غسل ميرويد خدمت پروردگار عالم. ما در نماز بايد يك چنين احساسى داشته باشيم. رفتيم خدمت پروردگار، عرض كرديم؛ با اين حال وارد نماز بايد شد؛ خود را در مقابل خدا بايد احساس كرد؛ مخاطب بايد داشت در نماز. والّا صرف اينكه يك امواجى را كه ناشى از كلمات و حروف هست، در فضا منتشر كنيم، اين آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. ميشود همينطور گفت: «الحمد للَّه ربّ العالمين. الرّحمن الرّحيم. مالك يوم الدين ...» و امواجش را منتشر كنيم. همين را ميشود با قرائت خوب هم خواند، اما بى‏توجه، كه باز هم همان منتشر كردن امواج صوتى است در هوا. اين، آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. از ما خواسته شده كه در حال نماز دلمان را ببريم به پيشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنيم، با دلمان حرف بزنيم؛ اينها مهم است. اين را در وضع ترويج نماز، در نمازى كه خود ما ميخوانيم، نمازى كه به ديگران تعليم ميدهيم، اين نكته‏ى روح نماز را بايد توجه كنيم.

البته اين روح بدون جسم هم به دست نمى‏آيد. اينكه انسان خيال كند اگر اين است، مى‏نشينم صد بار ذكر ميگويم و مثلاً نماز ديگر نميخوانم، نه. همين جور كه عرض كرديم، آن جسم، آن كالبد، با توجه به نيازهاى تأمين‏شونده‏ى به وسيله‏ى اين روح تنظيم شده است. لذا ببينيد در روايات براى حالات مختلف نماز يك خصوصياتى را گذاشتند؛ واجب نيست، مستحب است. در وقت ايستادن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت سجده كردن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت ركوع، بعضى از روايات دارد، چشمتان را ببنديد؛ بعضى روايات دارد به جلو نگاه كنيد؛ اين خصوصيات همه كمك ميكند به آن حالت حضور و توجهى كه براى انسان لازم است.

حالا اهميت نماز كه واقعاً براى ما توصيفش هم شايد ممكن نباشد. امام صادق (عليه‏السّلام) در بيمارىِ رحلت به وصىّ‏شان ميفرمايند كه: «ليس منّى من استخفّ بالصّلوة»؛(4) از ما نيست كسى كه نماز را سبك بشمارد. استخفاف يعنى سبك شمردن، كم‏اهميت شمردن. حالا اين نمازِ با همه‏ى اين خصوصيات، با همه‏ى اين فضائل، چقدر از انسان وقت ميگيرد؟ نماز واجب ما - اين هفده ركعت - اگر انسان بخواهد با دقت  و با قدرى ملاحظه بخواند، فرض كنيد سى و چهار دقيقه وقت ميگيرد،  والّا كمتر وقت خواهد گرفت. ما گاهى اوقات ميشود كه پاى تلويزيون در انتظار برنامه‏اى كه مورد علاقه‏ى ماست نشسته‏ايم و قبل از آن، دائم تبليغات، تبليغات، تبليغات - بيست دقيقه، پانزده دقيقه - كه هيچ كدام هم به درد ما نميخورد، مى‏نشينيم گوش ميكنيم و بيست دقيقه وقتمان را از دست ميدهيم، براى خاطر آن برنامه‏اى كه ميخواهيم. بيست دقيقه‏هاى زندگى ما اينجورى است. منتظر تاكسى ميشويم، منتظر اتوبوس ميشويم، منتظر رفيقمان ميشويم كه بيايد جائى برويم، منتظر استاد ميشويم كه سر كلاس دير كرده، منتظر منبرى ميشويم كه دير به مجلس رسيده؛ همه‏ى اينها - ده دقيقه، پانزده دقيقه، بيست دقيقه - به هدر ميرود. خوب، اين بيست دقيقه و بيست و پنج دقيقه و سى دقيقه را براى نماز - اين عمل راقى، اين عمل بزرگ - مصرف كردن مگر چقدر اهميت دارد.

در جامعه‏ى جوان كشور بيش از ديگران بايد به نماز اهميت داد. جوان با نماز دلش روشن ميشود، اميد پيدا ميكند، شادابى روحى پيدا ميكند، بهجت پيدا ميكند. اين حالات بيشتر مال جوانهاست، بيشتر مال موسم جوانى است؛ ميتواند لذت ببرد. و اگر خدا به من و شما توفيق بدهد، نمازى بخوانيم كه با توجه باشد، خواهيم ديد كه انسان در هنگام توجه به نماز از نماز سير نميشود. انسان وقتى به نماز توجه پيدا كند، آن‏چنان لذتى پيدا ميكند كه در هيچ يك از لذائذ مادى اين لذت وجود ندارد. اين در اثر توجه است. بى‏توجهى به نماز، كسالت در حال نماز، از خصوصيات منافقين است - نه اينكه حالا هر كسى در حال نماز كسالت داشت، منافق است؛ نه - خدا منافقين را در قرآن معرفى ميكند و ميگويد اينها را از اين بشناس. در زمان پيغمبر منافقينى بودند كه براى خاطر اين و آن نماز ميخواندند و در دل به نماز اعتقادى نداشتند. «و اذا قاموا الى الصّلوة قاموا كسالى يرائون النّاس».(5) بله، وقتى كسى طرف خطاب ندارد، با خدا حرف نميزند، خسته ميشود و برايش يك كار طولانى به نظر مى‏آيد. چهار ركعت نماز كه چهار دقيقه، پنج دقيقه طول ميكشد، براى او يك زمان طولانى به نظر مى‏آيد؛ در حالى كه چهار دقيقه مگر چقدر است؟ انسان اگر در اين حالت با خدا طرف خطاب بشود، آن وقت خواهد ديد كه مثل برق گذشت؛ دريغ ميخورد، افسوس ميخورد و دلش ميخواهد طولانى‏تر بشود.

اين معنا را در جوانها، ترويج كنيد. جوانها اگر از حالا عادت كنند به نماز خوب، وقتى به سن ماها رسيدند، نماز خوب خواندن برايشان ديگر مشكل نيست. در سنين ما آدمى كه عادت نكرده باشد به نماز خوب، نماز خوب خواندن ممكن است، اما مشكل است. براى آنكه از جوانى عادت كرده به اينكه خوب نماز بخواند؛ يعنى نماز با توجه - نماز خوب معنايش نماز با صداى خوش و قرائت خوب نيست؛ يعنى نمازِ با توجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند - آن وقت اين سجيه‏ى او ميشود و ديگر برايش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همينجور خوب نماز ميخواند.

يك نكته‏اى را آقاى قرائتى الان اشاره كردند، قبلاً هم مكرر گفته‏اند، ما هم گفته‏ايم؛ در مورد كمبود مسجد و نمازخانه در مراكز پرجمعيت. اين را بايد دوستانى كه از دولت اينجا تشريف دارند - وزراى محترم كه اينجا تشريف داريد - در دولت به طور جد مطرح كنيد. همه‏ى كارهاى مهندسى بزرگ بايستى يك پيوست مسجد و نمازخانه داشته باشد. وقتى مترو طراحى ميكنيم، براى ايستگاه مترو، مسجد در آن ملاحظه شود؛ ايستگاه قطار طراحى ميكنيم، فرودگاه طراحى ميكنيم، مسجد در آن حتماً ديده شود. شهرك طراحى ميكنيم، مسجد در مراكز لازم كه ممكن است بيش از يكى لازم باشد، در او حتماً ملاحظه شود. آيا ممكن است ما يك شهرك را طراحى كنيم، خيابان‏كشىِ او را فراموش كنيم؟ ميشود شهركِ بدون خيابان؟ با اين چشم بايد به مسجد نگاه كرد. شهرك بدون مسجد معنى ندارد. وقتى انبوه‏سازان ساختمان ميخواهند مجوز بگيرند براى انبوه‏سازى و ساختمان بسازند، در نقشه‏اى كه ارائه ميدهند كه مجوز بر اساس او صادر ميشود، بايد نمازخانه ديده شود. ما بايد با نمازخانه اينجورى برخورد كنيم.

اشاره كردند به پروازها؛ نه فقط پروازهاى حج، در پروازهاى گوناگون - داخلى، خارجى، دوردست - كه وقت نماز را پوشش ميدهد، حتماً رعايت مسئله‏ى نماز بشود. اگر امكان دارد قبل از پرواز و بعد از پرواز، وقت نماز وجود داشته باشد؛ اينجور نباشد كه مثلاً فرض بفرمائيد از قبل از اذان صبح راه بيفتند و بعد از آفتاب به مقصد برسند؛ نه، برنامه را جورى تنظيم كنند كه مردم بتوانند نمازشان را بخوانند؛ يا قبل، يا بعد. اگر امكان ندارد - گاهى ضرورتهائى از لحاظ پروازهاى داخلى، خارجى، خطوط هوائى، پيدا ميشود كه امكان ندارد - در داخل هواپيما امكانات نماز خواندن را فراهم كنند كه البته كاملاً ميشود قبله را تشخيص داد؛ يعنى خلبانها واردند، ميفهمند، ميدانند؛ تا افرادى كه مايلند در داخل هواپيما نماز بخوانند، بتوانند. البته مسئله‏ى حركت قطارها هم به طريق اولى اينجور است.

امروز در كشور ما اين جهات قابل مقايسه‏ى با قبل از انقلاب نيست. شماها اغلب قبل از انقلاب را يادتان نيست. عجيب بود! هم اينجا، هم بعضى جاهاى ديگر. ما عراق رفته بوديم، يك سفر عتبات مشرف شديم، هر كار كرديم براى نماز صبح، توقف نكرد؛ يعنى اصلاً نميشد؛ جورى تنظيم كرده بودند كه نميشد. و بنده مجبور شدم از اواخر قطار - كه نزديك ايستگاه يا اوائل ايستگاه بود - خودم را از پنجره بيندازم بيرون، كه بتوانم نماز بخوانم؛ چون در داخل قطار كثيف بود و نميشد نماز خواند. به هر حال، اين چيزها هيچ رعايت نميشد. حالا خيلى تفاوت كرده؛ منتها بيش از اينها انتظار هست. اهميت نماز بايد معلوم باشد.

ما بارها، مكرر به آقايان ائمه‏ى جمعه، ائمه‏ى جماعت و روحانيون محترم در شهرستانها، در تهران توصيه كرديم كه مساجد بايد آباد باشد؛ صداى اذان بايد از مساجد بلند شود. بايد همه نشانه‏هاى توجه به نماز و اقامه‏ى نماز را در شهر اسلامى - بخصوص در شهرهائى مثل تهران و شهرهاى بزرگ كشور - ببينند، بايد احساس كنند؛ هم مردم خودمان، هم كسانى كه وارد اين شهرها ميشوند. نشانه‏هاى اسلامى بايد واضح و آشكار باشد؛ كما اينكه در مهندسى‏هاى ما بايد نشانه‏هاى اسلامى آشكار باشد. صهيونيستها هر نقطه‏ى دنيا كه خواستند يك ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى كردند يكجورى رويش تثبيت كنند. كار سياسى‏شان اينجورى است. ما مسلمانها نشانه‏هاى اسلامى و مهندسى اسلامى را بايد در همه‏ى كارهايمان، از جمله در باب مهندسى بايستى مراعات كنيم.

به هر حال، اميدواريم خداوند متعال توفيق بدهد. كار نماز، كار كوچكى نيست؛ كار بسيار بزرگى است. همه‏ى دست‏اندركاران اين كار ان‏شاءاللَّه جزو «و المقيمين الصّلوة»(6) هستند كه در قرآن بخصوص «و المقيمين الصّلوة» درباره‏ى مؤمنان پاك و پاكيزه و خالص اسم آورده شده. ان‏شاءاللَّه همه‏تان در عداد مقيمين الصّلوة باشيد و خداى متعال كمك كند، توفيق بدهد و همه‏ى ما را از بركات نماز ان‏شاءاللَّه برخوردار كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه‏

1) حج: 41
2) سنائى غزنوى‏
3) عنكبوت: 45
4) علل الشرايع، ج 2، ص 356
5) نساء: 142
6) نساء: 162

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

خاتمی هم مثل کردان دکترا ندارد

بد نيست آنهايي كه برای خودشیرینی سیاه نمایی می کنند و منافع ملی را به پای منافع حزبی و شخصی ذبح می کنند و اين‌همه داد مي زنند كه آزادي نيست، بدانند همين كه در هر محفل و مجلسي می توانند فرياد وا آزادي سر دهند، خود نشانه بيشترين آزادي است. کی می خواهید بفهمید که راه شکست احمدی نژاد، تخریب نیست؟

لابد شما هم اين ضرب‌المثل را شنيده‌ايد كه مي‌گويند "اول برادري خود را ثابت كن بعد ادعاي ارث و ميراث كن"، هر گاه داستان‌هاي اخير آقاي خاتمي و دغدغه‌هايش براي آمدن يا نيامدن –بخوانيد راي آوردن يا راي نياوردن- را مي‌خوانم به ياد اين مثل مي‌افتم.

ديشب يكي از همولايتي‌ها را ديدم. گفت شنيده‌اي كه تندروهاي استان(بوشهر) با خاتمي در تهران ديدار كرده اند؟ گفتم تندرو نه و دوم‌خردادي و البته امروز اصلاح‌طلب. باری آن دوست عزيز از ديدار با شخصي با آن سوابق(دست دادن با دختران و...) و حملاتي كه در آن مراسم عليه دولت شده بود ناراحت بود. گفتم كه تخريب دولت كه چيز تازه اي نيست، افتخار دولت اين است كه از سوي سكولارها و مخالفان انقلاب تخريب مي‌شود و اگر از سوي اينان ضربه نخورد بايد به كارآمدي‌اش شك كرد. صرف اينكه عده‌اي از يك استان بلند شوند و بروند ديداري با يك شخصيت انجام دهند كه اشكالي ندارد. الحمدالله به بركت خون شهدا در جمهوري اسلامي هم آن‌قدر آزادي هست كه اشخاص از هر كه مي‌خواهند براي كانديداتوري دعوت كنند.

اما خودمانيم آقاي خاتمي روي دست احمدي‌نژاد زد. احمدي‌نژاد با ابتكار "سفرهاي استاني" رياست جمهوري را شروع كرد، مدتي هم دار و دسته اصلاحات سعي كردند آن را زير سئوال ببرند اما وقتي ديدند كار گرفته، عقب نشستند و امروز خود روي ديگري از سفرهاي استاني را نمايش مي‌دهند. اگر احمدي نژاد به استان ها سفر و با مردم ديدار مي كند، براي آقاي خاتمي استان‌ها به سفر مي‌آيند، به عبارتي احمدي‌نژاد براي ديدار با مردم و... به استان‌ها سفر مي‌كند و براي خاتمي جمعي –به نام مردم- از استان‌ها به ديدارش مي‌آيند. شايد آقاي خاتمي شان خود را بالاتر از اين مي‌داند كه به استان‌ها سفر كند، وقت ندارد يا مشكل ديگري دارد اما اين دليل نمي‌شود كه نتواند در مجمعي به نام مردم سخنراني كند. بالاخره احمدي‌نژاد به جاي گفت و گوي تمدن‌ها و توسعه سياسي و...، شعار كابينه هفتاد ميليوني و خادمي ملت را داده است و تا كنون پاي قولش ايستاده است.

اما كاش آنهايي كه به نام بوشهر با رئيس جمهوري سابق ديدار كردند، از ايشان راجع به عملكرد دولتشان در بوشهر سئوال مي‌كردند كه چرا بوشهر در دو دولت قبل، دسته دوم به حساب مي‌آمد و به ايشان مي‌گفتند كه وقتي از نهاد رياست جمهوري تشريف بردند و منتخب ملت آمد، مردم استان بوشهر براي اولين بار و دومين بار هيات دولت جمهوري اسلامي را در ميان خود ديدند و براي نخستين بار خود را سهيم در تصميمات كشور و مديريت بزرگ‌ترين و مهم‌ترين قوه مملكت ديدند. به ايشان نگفتيد كه رئيس جمهوري بعدي در همان ماه‌هاي آغازين به تک تک شهرستان‌هاي استان سفر كرد و به مناطق محروم و مظلومي رفت كه آقاي خاتمي شايد يك‌بار هم نامشان را نشنيده باشد چه برسد به اينكه مردمش را بخواهند تحويل بگيرند؟ احمدي‌نژاد در سفرش به بوشهر دست مردم را مي‌بوسيد اما خاتمي چه؟...  حتي حاضر نشد مديريت پارس جنوبي را –كه اين‌همه مانورش را مي‌دهند- به بوشهري ها بسپارد. رئیس جمهوری نبودن خاتمی و بودن احمدی نژاد حداقل این فایده را دارد که هر روزه مردم این استان دلهره جدایی عسلویه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس یا استان لارستان! موسوی لاری را ندارند بماند که...

 رئيس جمهوري هفتم و هشتم صحبت از "بهره‌گيري از امكانات نيروهاي مديريتي" كرده‌اند اما نگفته‌اند كه در دولت ايشان بوشهري‌ها چه سهمي داشتند و به چه ميزان از "نيروهاي مديريتي" بوشهر در آن دول استفاده شد؟ چرا "اعضای ستاد" به آقاي خاتمي نگفتند كه براي اول بار هيات دولت "ويژه بوشهر" تشكيل جلسه داد و ده‌ها مصوبه براي عمران و آبادي آن گذراند و مصوب كردند كه از خوان گسترده پارس جنوبي پنجاه درصد سهم بوشهري‌ها باشد؟ دولت قبل بلد نبود از اين كارها كند؟ براستي سهم بوشهري‌ها از پارس جنوبي جز ترافيك و افزايش تصادفات، بيشتر شدن معضلات اجتماعي و زیست محیطی، ناامني و... چه بود؟ آقاي خاتمي صحبت از افتخارات پارس جنوبي براي نظام و بيشتر شدن سهم مردم بوشهر از آن كرده اند اما نگفته اند كه چرا در دولت ايشان حتي آب‌نباتي هم نصيب بوشهر نشد و چرا از آن همه منابع عظيم گازي هيچ سهمي به مردم بوشهر نرسيد. ظالمانه از زير پاي ساكنان بوشهر گاز را به ديگر نقاط صادر مي كردند و وزير نفت دولت دوم‌خردادي‌ها در پاسخ به اعتراض حق‌طلبانه مردم استان بوشهر مبني بر اينكه چرا به شهرهاي ما گازرساني نمي‌كنيد، مي فرمود: "گازرساني به بوشهر توجيه اقتصادي ندارد"... شگفت كه امروز رئيس همان دولت مي‌گويد: "عدالت در صورتي تحقق پيدا مي كند كه ثروت به صورت عادلانه توزيع شود، توزيع فقر كه هنر نيست"، توزيع عادلانه ثروت شما را هم ديديم! بس است ديگر، بيدارند مردم. شعار دادن هم كه هنر نيست، هر چه ديگران شعارش را دادند، احمدي‌نژاد در عمل ثابت كرد. شايد برخي دلشان نمي‌خواهد بشنوند اما در دولت عدالت كلنگ گازرساني به شهرهاي محروم بوشهر زده و عملیاتش اجرایی شد و در اين دولت سهمي از پارس جنوبي به بوشهر داده شد و وضعيت بازرگاني، کشاورزی، درماني و... استان بهبود يافت. اينها مسائل آشكاری است كه چندان احتياج به دليل و مدرك ندارد.

كاش يكي از آن سه ميليارد توماني‌ها –كه می گویند به كوفي عنان‌ها داده شد- را هم به آن دسته از جوانان بيكار و بي‌پول بوشهري (كه انگار درست از فرداي سوم تير 84 بيكار و فقير شدند!) مي‌دادند.

بد نيست آنهايي كه برای خودشیرینی سیاه نمایی می کنند و منافع ملی را به پای منافع حزبی و شخصی ذبح می کنند و اين‌همه داد مي زنند كه آزادي نيست، بدانند همين كه در هر محفل و مجلسي می توانند فرياد وا آزادي سر دهند، خود نشانه بيشترين آزادي است. کی می خواهید بفهمید که راه شکست احمدی نژاد، تخریب نیست؟

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

شبنامه ها کارگر نیافتاد

43535

شبنامه ها کارگر نیافتاد! البته بی تأثیر هم نبود، اما نتوانست مانع رسیدن محصولی به وزارت کشور شود.

سید صادق محصولی با 138 رأی موافق و 112 رأی مخالف و 20 رأی ممتنع به عنوان وزیر کشور از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفت.

امیدوارم پیشنهاد دکتر محمود احمدی نژاد در جلسه رأی اعتماد به نامزد تصدی وزارت کشور، که با استقبال نمایندگان مجلس هم روبرو شد مبنی بر بررسی ثروت تمامی مسئولین مملکتی از ابتدای انقلاب، از فرماندار به بالا، هر چه سریعتر پی گیری و اجرایی شود......

برنامه های محصولی برای وزارت کشور

نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

قسمتی از وصیت نامه شهید سید اسدالله لاجوردی

به بهانه حذف امامت و ولایت از مرامنامه سازمان منافقین انقلاب (مجاهدین)

قسمتی از وصیت نامه شهید سید اسدالله لاجوردی

"......خدایا! تو شاهدی، چندین بار به عناوین مختلف، خطر "منافقین انقلاب" را همان ها که التقاط بگونه "منافقین خلق" سراسر وجودشان و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همان ها که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ – به بزرگی مجمع الاضداد – به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس...! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان، خود را در صف منافق کشان جا می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقها روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند به مسئولین گوشزد کرده ام، ولی نمی دانم چرا؟ (گرچه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا) ترتیب اثر نداده.

به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر "منافقین خلق" است، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند. به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها، حفظ و ابقاها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند.

اینها همه پوچ است و بی اهمیت، مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاش ها گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدائی شان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی ، چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی هم پالگی های چپ و منافقشان توانسته اند، متأسفانه به نسبت بسیار زیادی (زیادتر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51-54 ) تعداد کثیری از روحانیان را تحت تأثیر قرار دهند و با لطائف الحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی با دست روی دست مالیدن های مسامحه کارانه، به مصلحت اندیشی های پشیمانی آورنده متوسل شوند. باز مهم تر از همه این که با کمال تأسف، توانسته اند، تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده، منحرف نمایند.

هان! ای خانواده عزیزم، به هوش باشید! مبادا که فریب تأیید و تکریم های ریاکارانه این منافقان جدا از دین را بخورید. چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمان ها و ابوذرها را جرأت لحظه ای هم لباسی و هم شکلی با آنان نباشد."

 

حمایت این سازمان ضد خدایی از عضو مردتشان هاشم آغاجری را که فراموش نکرده اید؟

تلاش سران جریان مدعی اصلاحات و صد البته از نوع آمریکایی، برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام هاشم آغاجری مرتد که از خاطران بیرون نرفته است؟

این جماعت خائن و یا در حالت خوش بینانه خوش خیال و فریب خورده، در صدد بازگشت به قدرت هستند، به هوش باشید امت حزب الله!

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

شهيد چمران


 من بايد از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از اين راه طعنه زنند. بايد به آن سنگدلاني که علم را بهانه کرده و به ديگران فخر مي فروشند ثابت کنم که خاک پاي من هم نخواهند شد. بايد همه آن تيره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم. آنگاه خود خاضع ترين و افتاده ترين فرد روي زمين باشم.

شهيد دکتر مصطفي چمران

6356

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

سید حسن نصرالله: ملت آمریکا، بوش و دولتش را محاکمه کرد

سید حسن نصرالله: ملت آمریکا، بوش و دولتش را محاکمه کرد

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله امروز به مناسبت روز شهید در حسینیه سیدالشهداء در حومه جنوبی بیروت سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: «کشورهای عربی و اسلامی باید مانع حضور اسراییل در کنفرانس ادیان شوند».

به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، متن کامل سخنرانی دبیرکل حزب‌الله به شرح زیر است:

«به شهدای بزرگ و سازندگان پیروزی و کرامت‌ و مقاومت درود می‌فرستم. به تمامی حضار محترم و نمایندگان مسئولان و گروه‌های مختلف که افتخار میزبانی آنها را در تکریم شهدا داریم، خوشامد می‌گویم.

برادران و خواهران؛

هر سال در چنین روزی دور یکدیگر جمع می‌شویم تا مناسبتی بزرگ و عزیز را گرامی بداریم که به نام شهید نام گذاشته شده است. از معانی این روز این است که ما اینجا به عنوان ملت مقاومت در سرزمین مقاومت ایستاده‌ایم و هر سال افتخار خود را به این شهدا تکرار کرده و آنها را تکریم می‌کنیم. ما ملتی هستیم که همواره به یاد شهدای خود هستیم و از آنها در تمامی شرایط یاد می‌کنیم. در حقیقت ما از شهدا تنها در مراسم حزن‌انگیز یاد نمی‌کنیم بلکه در مراسم شادی و فکر و هنر و وجدان و روابط مردمی عادی خود نیز به یاد آنها هستیم. ما شهدا و افکار و فداکاری‌های آنها را به یاد داریم و درس صبر و عزم و اراده از آنها گرفتیم. این شهدا جان و خون خود را فدا کردند تا ما با کرامت و عزت و امنیت زندگی کنیم و منت هیچکس نیز در این جهان بر سرمان نباشد.

تصور می‌کنم جنبش‌های مقاومت و ملت‌های اندکی در جهان وجود داشته باشند که شهدای خود را تکریم کرده و مانند ما با افکار و آثار آنها تعامل کنند. این موضوع تصادفی نیست بلکه ریشه در اندیشه و فرهنگ و احساسات و تاریخ ملت ما دارد. اگر ایمان ما به مقام شهدا نزد خدا وجود نداشت و اگر ما از قرن‌ها قبل تاکنون بزرگ‌ترین حادثه شهادت در تاریخ را در کربلا یادآوری نمی‌کردیم، ممکن بود تفسیرها و سخنان زیادی بشنویم.

ما امروز یاد شهدا را گرامی می‌داریم. شهدایی که مرده نیستند بلکه زنده‌اند چرا که امکان ندارد آنها بمیرند. ما اکنون با آنها در این مراسم حضور داریم. قرآن کریم وقتی از شهدا سخن می‌گوید منظورش زنده بودن شهدا در روز قیامت و محشر کبری نیست؛ زیرا در آن روز همه حتی ظالمان و طاغوت‌ها نیز زنده هستند.

قرآن کریم در مورد این شهدا می‌فرماید: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا. بل احیاء عند ربهم یرزقون». بنا بر این خداوند به صراحت می‌گوید که این شهدا زنده هستند و به برادران خود که هنوز باقی مانده و در انتظار شهادتند وعده رستگاری می‌دهند و می‌گویند «لاخوف علیهم ولا هم یحزنون».

در روز شهید یاد رهبران شهید خود، سید عباس موسوی، شیخ راغب حرب و عماد مغنیه را گرامی می‌داریم. یاد شهادت‌طلبان و رهبرشان احمد قصیر و تمامی شهدای مقاومت و فرزندان خود را گرامی می‌داریم.

در روز شهید اصل این مناسبت و اساس آن را گرامی می‌داریم. در این روز در سال 1982 نمادی برای تمامی پیروزی‌های مقاومت و شکست‌های دشمن رخ داد. چرا عملیات استشهادی احمد قصیر تا این اندازه مهم است؟ زیرا این حادثه بیانگر آمادگی یک ملت در فدا کردن جان خود برای آرمانش بوده و نقطه آغازی برای اینگونه عملیات‌های شهادت‌طلبانه و برنامه‌ریزی شده بود.

عملیات شهید احمد قصیر بیانگر آرمان انسانی مجاهدان و جوانان ما بود. آن عملیات قوی‌ترین عملیات در نوع خود در تاریخ نبرد اعراب و اسراییل بود و هیچ عملیاتی قبل و بعد از آن در سطح این عملیات نبود.

در این عملیات، یک انسان تبدیل به یک بمب شد تا دشمنان خود و کسانی که کرامت و خاک و آرمان وی را لگدمال کرده بودند نابود کند. دشمن پس از این عملیات اعلام کرد که 140 سرباز و افسر خود را از دست داده و مناخیم بگین نخست‌وزیر وقت دشمن سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

در یازدهم نوامبر 1982 پیروزی مقاومت در سال 2000 و پیروزی بزرگ‌تر در سال 2006 پایه‌گذاری شد.

برادران و خواهران؛

در این مناسبت عزیز قصد دارم به برخی از امور بپردازم که به همه ما مربوط می‌شود و به دلیل زیاد بودن این سرفصل‌ها، آنها را به صورت خلاصه بیان می‌کنم.

در موضوع داخلی لبنان ما به تلاش‌های جاری برای آشتی ملی و آرام‌سازی اهمیت داده و از آن حمایت می‌کنیم. حتی اگر دیگری در هم‌پیمانی‌ها و موضعگیری‌ها خود باقی بماند ما از آشتی حمایت می‌کنیم چرا که منفعتی لبنانی و ملی است.

آرامش و آشتی تصمیمی نیست که یکی بخواهد بر دیگری منت بگذارد. این امر منافع همه را در بر دارد. اکنون رییس‌جمهور انتخاب شده و دولت وحدت ملی تشکیل شده و همه به سمت انتخابات پارلمانی در حال حرکتند.

آشتی و آرامش فقط به منظور از بین بردن تنش در سطح خیابان‌ها نیست بلکه ما برای مقابله با تمامی چالش‌های پیش رو نیاز به آشتی و آرامش داریم و مهم‌ترین امر در این میان جلوگیری از تحریک است.

اگر به مجموعه‌ای از راهکارهای اخلاقی و سیاسی پایبند باشیم، آنگاه هر گروه می‌تواند به راحتی نظر خود را داده و فعالیت خود را بدون توهین به دیگری ادامه دهد. این آشتی‌ها می‌تواند کمک کند تا انتخابات پارلمانی در موعد مقرر آن برگزار شود. حزب‌الله و تمامی اپوزیسیون خواستار برگزاری انتخابات هستند. ما اصولا خواستار انتخابات پیش از موعد بودیم و اکنون نیز بدون توجه به نتایج یا پیش‌بینی‌ها کماکان خواستار برگزاری به موقع این انتخابات هستیم چرا که تعویق انتخابات برای لبنان بسیار خطرناک خواهد بود. من معتقدم که برگزاری انتخابات به سود تمامی گروه‌های لبنانی است.

در مورد موضوع انتخابات باید به دو مورد اشاره کنم. اول اینکه ما اصرار داریم سن رای‌دهندگان از بیست و یک سال به هجده سال کاهش پیدا کنید. احمد قصیر در سن هجده سالگی عملیات شهادت‌طلبانه انجام داد. من نیازی به استدلال و برهان و دلیل برای اثبات حقانیت این خواسته ندارم. هر شهروند لبنانی هجده ساله باید شریکی اصلی در روند انتخابات باشد. ممکن است برخی بگویند که مشکلات فنی اجازه نمی‌دهد این قانون برای دوره کنونی صورت گیرد؛ ولی ما اصرار داریم که این موضوع قبل از انتخابات پارلمانی آتی در بهار آینده به تصویب برسد. هر گونه تاخیر در تعدیل قانون برای کاهش سن رای در واقع نادیده گرفتن حق جوانان در کشور است.

نکته دوم در مورد ائتلاف‌های انتخاباتی است. دوستان من قبلا به این موضوع اشاره کرده‌اند. ما در حزب‌الله به ائتلاف‌های خود در اپوزیسیون پایبند هستیم و تمامی سخنانی که در گوشه و کنار شنیده می‌شود هدفی جز ایجاد تشویش و اضطراب ندارد. برخی از گروه‌ها سعی در ایجاد جنگ روانی با دیگران دارند ولی در هر حال ائتلاف ما با هم‌پیمانان کنونی‌مان قطعی و نهایی است و هرگونه نزدیکی به گروه‌های دیگری هیچگونه آسیبی به ائتلاف‌های کنونی نمی‌زند.

موضوع دیگر در مورد مسایل داخلی به وضعیت امنیتی لبنان باز می‌گردد. تحولات امنیتی ظرف مدت اخیر رخ داده و ارتش لبنان و شهروندان لبنانی و همچنین سوری رخ داده و برخی دستگیر شده و اتهاماتی رد و بدل می‌شود.

ما همیشه در اینگونه امور خواستار تحقیقات جدی می‌شویم و مردم هم حق دارند بدانند که چه می‌گذرد. اکنون هماهنگی امنیتی میان سوریه و لبنان وجود دارد و ما نیز از این هماهنگی حمایت کرده و خواستار عدم توقف این هماهنگی هستیم.

امروز نیز قصد نداریم از روند تحقیقات سبقت بگیریم ولی از همه می‌خواهیم که در انتظار روند تحقیقات توام با عدالت باشند. ممکن است افراد دیگری بازداشت شوند و اتهاماتی رد و بدل شود ولی همه باید با آن به شکلی جدی و واقع‌بینانه تعامل کنند.

از موضوع لبنان گذشته و به اسراییل می‌رسیم.

واضح و روشن است که صهیونیست‌ها از زمان خاتمه جنگ تابستان 2006 در چندین خط مشغول فعالیت هستند. اول رزمایش و تمرین مداوم بر اساس درس‌های جنگ گذشته است. به همین دلیل از آن زمان تاکنون شاهد رفتارهای محاسبه‌شده و رزمایش‌های مختلف در سرزمین‌های اشغالی و نقاط مرزی هستیم. آخرین و مهم‌ترین رزمایش در واقع برای ایجاد هماهنگی میان نیروهای مختلف بود چرا که این امر جزو نقطه‌ضعف‌های بزرگ اسراییل در جنگ گذشته بود.

به عنوان مثال هلی‌کوپترهای اسراییلی که قرار بود کمک‌هایی را برای سربازان خود برسانند، این کمک‌ها را به نقاطی اشتباه یا حتی برای مجاهدان می‌رساندند.

یکی دیگر از اهداف این رزمایش‌ها، رسیدن به آمادگی برای اداره همزمان دو جنگ است.

بخش دیگر فعالیت اسراییل تلاش فشرده برای جمع‌آوری اطلاعات است. هواپیماهای جاسوسی اسراییل هرگز آسمان لبنان را ترک نمی‌کنند و در عین حال شبکه‌های جاسوسی نیز در اسراییل فعال است و افراد جدیدی را نیز جذب کرده است.

شبکه جاسوسی که کشف شده و اعضای آن اخیرا دستگیر شدند، در واقع یک موفقیت عظیم برای ارتش لبنان بود ولی مانند این شبکه‌ها در لبنان زیاد است. اگر به شخصیت این جاسوس‌ها و فعالیت‌های آنها نگاه کنیم واقعا دچار نگرانی می‌شویم. این موضوع بسیار خطرناک و حساس است و باید مراقب آن بود.

خط سوم فعالیت اسراییل، ادامه تلاش برای ترور رهبران مقاومت و همچنین تخریب شرایط لبنان است. من هنوز بر اساس داده‌های خود اصرار دارم که بگویم اسراییل در پشت بسیاری از ترورهای رخ داده در لبنان قرار داده و امیدوارم روزی نتیجه تحقیقات این سخن من را ثابت کند.

خط چهارم، جنگ روانی از طریق رسانه‌ها است که بعضا توسط رسانه‌ها و روزنامه‌های عربی نیز حمایت می‌شود. هدف از این جنگ روانی، از بین بردن اعتماد به نفس اعضای مقاومت است. در این روند سلسله‌ای از دروغ‌ها و شایعات پراکنده می‌‌شود و در مقابل ما در لبنان چه می‌کنیم؟ اگر بدانیم دشمن ما که هنوز بخشی از خاک ما را در اشغال دارد و امنیت و استقرار ما را تهدید می‌کند، به شکل روزمره برای تحقق اهداف خود تلاش می‌کند؛ آنگاه مردم ما باید هشیارتر و قوی‌تر برخورد کنند.

متاسفانه ما در لبنان شاهد هستیم که نسبت به این موضوع بی‌توجهی شده و همه درگیر نبردهای داخلی و جریان انتخابات و مسایلی هستیم که در برابر این خطر، کوچک هستند. ما در مواجهه با این چالش‌ها باید در تصویب استراتژی دفاعی عجله به خرج دهیم.

متاسفانه در لبنان می‌گویند که حزب‌الله در مسیر تصویب طرح استراتژی دفاعی سنگ‌اندازی می‌کند؛ در حالیکه این موضوع صحیح نیست؛ زیرا یکی از راه‌های تقویت لبنان در برابر اسراییل تصویب این طرح است.

در جلسه اول گفتگوهای ملی، رییس‌جمهور از میشل عون خواست تا به عنوان کسی که فرمانده ارتش بوده طرحی برای استراتژی دفاعی ارائه کند. طرح میشل عون متاسفانه در میزگرد گفتگوها مورد بررسی قرار نگرفت و در رسانه‌ها مطرح شد. من این انتقاد را از شرکت‌کنندگان در میزگرد گفتگوها می‌کنم که اگر نظری در مورد طرح عون دارند باید در میزگرد مطرح کنند نه اینکه موضوع تبدیل به یک جنجال رسانه‌ای و بهانه‌ای برای انتقاد از دیگری شود.

مهم‌ترین موضوع سرنوشت‌ساز برای لبنانی‌ها استراتژی دفاعی است که متاسفانه تبدیل به بهانه‌ای برای جدل‌های سخیف و تلاش‌های انتخاباتی شد.

بعد از مطرح شدن طرح میشل عون، من اظهارات وزیر دارایی را شنیدم که می‌گفت دولت لبنان پول کافی برای مسلح کردن ارتش به سلاح هوایی را ندارد و ما قادر به تامین این پول نیستیم. در نظر وی راه‌حل تقویت لبنان و حمایت از کشور، پایبندی به مصوبات بین‌المللی است.

طبیعی است که نظر وی محترم است ولی اگر این سخن نظر یک گروه سیاسی باشد ما با فاجعه‌ای روبرو هستیم.

هر چه اختلاف در مورد استراتژی دفاعی وجود داشته باشد، یک نقطه مشترک وجود دارد که چیزی جز ارتش نیست. هیچ اختلافی در این مورد وجود ندارد که ارتش نقشی اساسی در دفاع از میهن دارد و باید تقویت شده و مسلح و آموزش‌دیده باشد. نه اینکه سلاح ارتش تنها اندکی مسلسل و خودرو زرهی باشد. هر ارتشی که بخواهد از کشورش دفاع کند نیاز به سلاح هوایی و ضد هوایی دارد. در غیر این صورت این ارتش یک نیروی انتظامی ـ امنیتی در لباس نظامی است.

بنا بر این نقطه اشتراک همه باید مسلح کردن ارتش باشد. اگر در اول راه بخواهیم جا خالی کرده و بگوییم پول نداریم، پس چگونه می‌خواهیم از کشورمان دفاع کنیم.

مسلح کردن ارتش یک اولویت است. همانگونه که دولت برای طرح‌های خود پول فراهم می‌کند، باید از ارتش نیز حمایت کرده و آن را مسلح کند. اگر این موضوع بین تمامی لبنانی‌ها مشترک نیست، پس اصلی‌ترین پایه استراتژی دفاعی سقوط کرده است.

من این سوال را مطرح می‌کنم که چگونه برخی از سال 1942 تاکنون از تجربه‌های لبنانی، سوری، فلسطینی، ایرانی، عراقی و پاکستانی درس نگرفته و نمی‌دانند که هیچ مصوبه بین‌المللی نتوانسته تا این تاریخ حقی را به صاحب حق رسانده و از کشور یا ملتی دفاع کند؟!

شصت سال تعامل با اسراییل و مصوبات سازمان ملل برای ما کافی نبوده تا درک کنیم که این مصوبات قادر به حمایت از ما نیست و تنها راه حمایت از طریق ارتش و مقاومت و ملت می‌گذرد؟ اگر این موضوع نقطه اشتراک نیست، پس مذاکره و گفتگو در مورد استراتژی دفاعی چه فایده‌ای دارد؟!

من با وزیر محترم موافقم که دفاع از میهن هزینه زیادی دارد ولی واقعا همین‌طور است و دفاع از کشور نیاز به فداکاری و هزینه دارد. به همین دلیل ما خواستار افزایش شرکت‌کنندگان در میزگرد گفتگوهای ملی هستیم تا بدین ترتیب قشر بیشتری از لبنانی‌ها در گفتگوها شرکت کنند و برای خود تصمیم بگیرند.

شهدایی که اکنون در میان ما هستند به خوبی می‌دانند که این ملت تا چه اندازه برای باز پس‌ گرفتن بیروت و جنوب هزینه داده و فداکاری کرده است. زمین و ملت و کرامت آنها اینگونه حفظ می‌شود.

موضوع گسترش دایره شرکت‌کنندگان در گفتگوها به مسایل حزبی باز نمی‌گردد، بلکه ما باید موضوعی اصلی و استراتژیک را با مشارکت همه برگزار کنیم. استراتژی دفاعی مهم‌ترین نماد تصمیم‌گیری برای جنگ و صلح است. چرا باید برخی از رهبران اصلی لبنان از اینگونه بحث‌ها کنار گذاشته شوند؟ بیایید این موضوع را خاتمه داده و گفتگوها را جدی‌تر ادامه دهیم و از کشورمان در سایه امور منطقه‌ای و بین‌المللی حمایت کنیم.

به دور از بحث و جدل و تنش و چنین فضایی که بیانگر عدم جدیت در گفتگوها است، من تاکید می‌کنم که در لبنان مردانی هستند که از زمان خاتمه جنگ تابستان 2006 روز و شب مشغول فعالیت هستند و ما اشخاصی هستیم که شکست را نمی‌شناسیم. روز و شب فعالیت می‌کنیم تا لبنان قوی‌تر باشد. این مقاومت خود را برای تمامی شرایط آماده کرده تا در کنار ملت و ارتش از میهن دفاع کند.

هنگامی که از این موضوع سخن گفتم، قصد جنگ روانی نداشتم. من بار دیگر تکرار می‌کنم که در لبنان مقاومت در پایان سال 2008 قوی‌تر از هر زمان دیگر است و دست‌های اسراییل اگر به سمت لبنان دراز شود، قطع خواهد شد؛ همانگونه که پای اسراییل را در جنوب لبنان قطع کردیم.

این تلاش هیچگاه متوقف نشده است و لبنانی‌ها باید مطمئن باشند که عقل‌ها و چشم‌ها و قلب‌هایی هستند که همواره بیدارند تا شب و روز از آنها حمایت کنند و این عده از طرف اکثریت مردم نیز حمایت می‌شوند و از دشمن نمی‌ترسند.

ما در سرزمین خود باقی مانده و سلاحمان را در دست داریم و پاهایمان در سرزمینمان مثل کوه ریشه دارد و هرگز نمی‌لرزد.

ما در سال 2006 با بمبارانی مواجه شدیم که بیشتر از تاریخ جنگ‌های اسراییل و اعراب بود و ما هیچگاه خم به ابرو نیاوردیم.

موضوع بعدی، کنفرانس گفتگوی ادیان و تمدن‌ها و دعوت از شیمون پرز یا سیوی لیونی است. توضیحی که سفیر عربستان در بیروت در مورد مشارکت‌کنندگان در کنفرانس ادیان داد قابل توجه است. من قصد دارم از تمامی کشورهای شرکت‌کننده در این کنفرانس، از عربستان، ایران، سوریه و تمامی کشورهای اسلامی و عربی بخواهم تا مانع حضور این جنایتکاران در کنفرانس ادیان شوند.

ارتباط شیمون پرز به دین و گفتگوی ادیان چیست؟ اولمرت یا لیونی که در جنایت قانا دست داشتند، چه ارتباطی به دین و گفتگو دارند؟ اسراییل یک دولت جنایتکار و نژادپرست است، مگر اینکه اتحادیه عرب و کشورهای عربی از این باور دست شسته باشند. اگر امروز گفته شود که ما قصد داریم در این مذاکرات شرکت کنیم آمریکا مقاومت کرده و می‌گوید که این گروه تروریست است و کشورهای عربی نیز از این تصمیم آمریکا پیروی می‌کنند. چرا ما نباید مشارکت اسراییل را تحریم کنیم؟

در روز شهید و به حرمت خون شهدا از تمامی کشورهای اسلامی و عربی می‌خواهم تا اسراییل را از این کنفرانس اخراج کنند و مانع حضور شیمون پرز به عنوان یک قاتل نژادپرست در این اجلاس شوند.

در روزگاری که قدس اشغال است و خانه‌های فلسطینی‌ها نابود می‌شود، در روزگاری که محاصره یک و نیم میلیون فلسطینی در غزه ادامه دارد، شیمون پرز دعوت شده و مورد تکریم قرار گرفته و منبر گفتگوی ادیان در اختیار وی گذاشته می‌شود تا با آنها زیر یک سقف نشسته و برایشان کف بزنیم و اسم آن را گفتگوی ادیان بگذاریم.

برادران و خواهران؛

در موضوع انتخابات اخیر آمریکا قصد دارم دو دیدگاه را مطرح کنیم. اول اینکه ملت آمریکا، دولت بوش و نظام وی را محاکمه کرد و بدین ترتیب ملت آمریکا به شکست سیاست‌های داخلی و خارجی دولت بوش اعتراف کرده و آن را کنار گذاشت. این دولت تنها راه تعامل با دیگران را در جنگ و خونریزی می‌دانست و برای آن بهانه مبارزه با تروریسم را ایجاد کرده بود. آمریکایی‌ها ایستادند و به جهانیان گفتند که سیاست دولت آنها شکست خورده است.

اگر من بگویم آمریکا شکست خورده، می‌گویند که مبالغه می‌کنم؛ ولی اکنون شاهدیم که این خود ملت آمریکا هستند که به شکست دولتمردان خود و برنامه‌های آنها اعتراف کرده‌اند.

دلیل اصلی شکست آمریکا در این برنامه‌ها تنها به ملت‌ها و جنبش‌های مقاومت منطقه باز می‌گردد. متاسفانه علیرغم توضیحات مکرر، برخی اصرار دارند که امام سید علی خامنه‌ای گفته است ما آمریکا را در لبنان شکست می‌دهیم در حالیکه وی چنین سخنی نگفته است. ایشان گفتند که آمریکا در لبنان شکست خواهد خورد. ایشان قدرت‌ ملت‌های منطقه را به خوبی می‌داند و انتظار دارد که این ملت‌ها آمریکا را شکست دهند. ایران هیچگاه از لبنان برای شکست دادن طرح آمریکا استفاده نکرده است؛ بلکه این ملت لبنان است که ضرر اصلی را از طرح آمریکا می‌بیند.

نکته دوم در مورد انتخابات آمریکا این است که هیچ انسانی نمی‌تواند از شکست جان مک‌کین ناراحت باشد چرا که در واقع شکست مک‌کین، شکست بوش و طرح‌های او است، ولی آیا جایز است که تا این اندازه به تغییر و شعار رییس‌جمهور جدید آمریکا تکیه کنیم؟

واقعیت و منطق می‌گوید که باید در انتظار باشیم. موسسات و استراتژی‌های ثابتی بر آمریکا حکمرانی می‌کنند. ممکن است ملت‌های منطقه با اوباما به دلیل گذشته وی یا رنگ پوستش احساس نزدیکی کنند، ولی من هشدار می‌دهم که زیاد بر این موضوع تکیه نکنید تا دچار سرخوردگی نشوید. من قصد ندارم از روند امور پیشی بگیرم ولی یک موضوع فرهنگی و سیاسی و فکری وجود دارد که به ملت‌ ما مربوط می‌شود. این منطقی نیست که در انتظار تغییر ظالم و متکبر و مستکبر باشیم و بگوییم که شرایط تغییر خواهد کرد و این ظالم با نگاهی متفاوت به ما نگاه خواهد کرد!

این وضعیت در واقع وضعیت یک امت ضعیف است که اراده‌ای ندارد. یک امت زنده و پویا و منطقی می‌گوید که در برابر آنچه در جهان می‌گذرد باید وحدت و فرهنگ و اقتصاد و زیربنای اجتماعی و نظامی و دولت خود را تقویت کنیم تا بتوانیم جهان را مجبور به احترام گذاشتن به خود کنیم.

این ما هستیم که از وطن و امت خود دفاع می‌کنیم. در این روز گرامی، شهدا به ما یاد می‌دهند که زیاد بر تغییرات جهان تکیه نکنیم چرا که اگر ما ضعیف باشیم این تغییرات هیچ نفعی برایمان ندارد.

فداکاری شهدا و خونی که در رگ‌های ما جاری است تضمین حفظ خاک و شرافت و کرامت ماست. خونی که در رگ‌های ماست می‌تواند سر ما را بالا نگاه دارد یا اینکه باعث خفت و خواری ما باشد.

در روز شهید، عهد و پیمان خود و شما و تمامی برادران و خواهران و ملت مقاوم خود را با شهدا تکرار می‌کنیم و عهد می‌کنیم که راه آنها را ادامه دهیم.

به خون شما که ریخته شده و در رگ‌های ما جاری است قسم که لبنان شکست نخواهد خورد و وارد ائتلاف‌ها و هم‌پیمانی‌ها نخواهد شد».

نوشته شده در جمعه 24 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

فحاشي جديد وابسته رفسنجاني به احمدي‌نژاد

 

4325235

فحاشي جديد وابسته رفسنجاني به احمدي‌نژاد

حسين مرعشي سخنگوي گروه كارگزاران سازندگي، وابسته به حجت‌ الاسلام رفسنجاني در گفت‌وگو با سايت متبوع حسن روحاني، در عين فحاشي به دولت، حرف‌هايي زده است كه روشن‌كننده ديدگاه‌هاي اين گروه ليبرال‌دموكرات است.

سايت حسن روحاني كه البته در تكاپو براي كانديداتوري رياست‌جمهوري مي‌باشد، ناخواسته تريبوني براي افشاي ماهيت التقاطي اين گروه شده است!

گزيده‌اي از اظهارات وابسته فاميلي و جناحي آقاي رفسنجاني براي اطلاع خوانندگان انصارنيوز، در پي مي‌آيد:


کارگزاران به لحاظ مبنایی و فکری یک تشکل «لیبرال دمکرات مسلمان» و در واقع به لحاظ مفاهیم مدرن، یک تشکل راست است اما اگر بخواهیم به لحاظ جناح‌بندی‌ سیاسی رایج در ایران امروز، ‌به موضوع نگاه کنیم، کارگزاران از بدو تولد خویش بنیان‌گذار یک حرکت اصلاحی علیه سیاست‌های راست بوده است.

در واقع کارگزاران به این دلیل به وجود آمد که فکر می‌کرد جریان راست درحال پیش بردن سیاستهای بسته‌ای است و بنابراین برای این‌که نگذارد کشور دچار آن سیاستهای بسته‌ شود، پا به عرصه سیاست گذاشت.

اگر به تاریخ سیاسی بعد از انقلاب و روند شکل‌گیری احزاب سیاسی در ایران دقیق شویم، درمی‌یابیم که نمی‌توان خواست‌گاه سیاسی آقای هاشمی را از جناح راست تلقی کنیم.

در مجلس دوم که در واقع دوره شکل‌گیری چپ و راست در بین نیروهای خط امام است، برگردیم می‌بینیم که آقای هاشمی به نوعی در آن زمان رئیس چپ محسوب می‌شد.

... در آن زمان، آقای هاشمی همانند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(؟!)، موضعشان به نفع هیچ کدام از این دو جریان نبود و به نوعی از موضعی بالاتر، نظاره‌گر تحولات داخل حزب بودند.

آقای هاشمی در مجلس بیشتر موضع‌گیری‌هایی به نفع آقای مهندس موسوی می‌کرد و همین طور خطبه‌های نماز جمعه‌شان در باب عدالت اجتماعی(؟!)، هنوز از خاطره‌ها پاک نشده‌است. بر همین اساس بود که آقای هاشمی یک چهره چپ تلقی می‌شد. هرچند که به نظر من آقای هاشمی را حتی در آن دوره هم نمی‌توان چپ محسوب کرد.

در جامعه روحانیت مبارز هم این مباحث وجود داشت اما هنوز موضعی اتخاذ نکرده بود و به عبارتی جامعه روحانیت در آن دوره راست محسوب نمی‌شد و بعدها این تفکیک‌ها شکل گرفت.

ایشان (رفسنجاني) با انشعاب مجمع روحانیون مبارز، از جامعه روحانیت مبارز، همچنان عضو جامعه روحانیت مبارز باقی ماندند، اما هیچ‌گاه به طور کامل در موضوعاتی که پیش می‌آمد، طرف روحانیت مبارز را نمی‌گرفت و لذا در هردو طرف دوستان و در عین حال منتقدانی داشت؛ مثلا در مجمع، امثال آقای محتشمی منتقد آقای هاشمی بودند و در روحانیت مبارز هم آقای ناطق را می‌شد به نوعی منتقد آقای هاشمی محسوب کرد. از سوی دیگر افرادی نظیر آقای دکتر روحانی از هواداران آقای هاشمی در جامعه روحانیت مبارز بودند و در مجمع هم مرحوم آقای توسلی، از دوستان جدی آقای هاشمی بود.

آقای هاشمی به عنوان کسی که در نوشتن سیاست‌های بازسازی کشور نقش داشت و بعد هم ریاست‌جمهوری کشور را عهده‌دار شد، نگاه‌شان به مسائل کشور یک نگاه کاملا فنی و تکنوکراتی شد و سیاست‌های اقتصادی راست را به عنوان مشی دولت خود برگزید(؟!)

حقیقت این بود که آقای هاشمی به صورت ذاتی با سیاست‌های چپ دولت مهندس موسوی موافق نبود(؟!) و آن سیاست‌ها را در حد ضرورت دوران جنگ می‌پذیرفت و بعد از این‌که ضرورت‌های دوره جنگ از بین رفت، آقای هاشمی هم به تبع از بین رفتن آن شرایط، معتقد به باز کردن فضای اقتصادی کشور بود و به همین دلیل سیاست‌های باز اقتصادی را در پیش گرفتند.

انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 یک انتخابات استثنایی بود که طی آن شاهد یک فروپاشی در عرصه سیاسی ایران بودیم. نه چپ توانست منسجم عمل کند و نه راست؛ و نه میانه توانست به خوبی یارگیری کند.

من انتخابات سال 84 را بچه‌بازی بزرگان می‌دانم که نتیجه آن حاکم شدن طیفی از بچگان -به لحاظ سیاسی- بر کشور بود. انتخابات 84 در واقع اوج گسست سیاسی در فضای سیاسی ایران بود و کاملا به عنوان یک موضوع مستقل و یک Case  باید مورد مطالعه قرار بگیرد و بررسی شود که چرا این همه سیاستمدار در ایران خطا کردند.

در انتخابات سال 84، هیچ کس به هیچ کس رحم نکرد، هیچ کس به ملت هم رحم نکرد و هیچ کس به انقلاب هم رحم نکرد.

آن انتخابات در واقع فروپاشی نظم سیاسی در ایران بود؛ هم به معنی فروپاشی نظم سیاسی کل کشور و هم به معنی فروپاشی نظم سیاسی در درون خود جناح‌‌ها.

اجازه بدهید تکرار کنم که بچه‌بازی بزرگان به حاکم شدن کودکان سیاسی منجر شد.

حاکم شدن آقای مشایی (با همه احترامی که من برای ایشان قائلم) و آقای ثمره هاشمی، فضیلت نیست و نخواهد بود.

بنابراین من انتخابات 84 را یک استثنا می‌دانم که باید به عنوان یک Case Study مطالعه شود.

روحانی از نامزدهای مطرح میان اصلاح‌طلبان است

آقای روحانی به لحاظ شخصیت و توانایی و مدیریت،‌ جزو شخصیت‌های ممتاز کشور است که در صورتی که یارگیری درستی هم انجام دهند می‌توانند وارد میدان انتخابات شوند. من هم با ایشان صحبت‌هایی داشته‌ام. تا آنجایی که اطلاعات من نشان می‌دهد هر چند بخشی از طیف‌های تندرو اصولگرا با آقای روحانی مخالف هستند ولی اگر جامعه روحانیت مبارز به سمت ایشان میل کنند وضع متفاوت خواهد بود(!)

در جریان اصلاح‌طلب هم آقای روحانی از افرادی است که مطرح است و در صورتی که آقای خاتمی نیاید یکی از کاندیداهای مطرح جریان اصلاح‌طلب می‌تواند باشد و اجماع جریان اصلاح‌طلب روی آقای روحانی در شرایط ویژه، بعید نیست.

فحاشي به دولت

ما از اول منتقد آقای احمدی‌نژاد بودیم. اما گمان نمی‌کردیم که دولت نهم با این حجم و با این گستردگی به مردم لطمه بزند. حق این مردم نبود که به این صورت لطمه بخورند. این مردم هم‌میهن و هم کشوری‌های آقای احمدی‌نژاد بوده و هستند (حتی اگر به لحاظ فکری هم‌مسلک آقای احمدی‌نژاد نباشند.)

بخشی از مردم به آقای احمدی‌نژاد امید بسته بودند و به شعارهای ایشان به عنوان شعارهایی متفاوت رای داده بودند. حق این مردم نبود که این قدر لطمه ببینند. به نظر من آقای احمدی‌نژاد خیلی به مردم ایران بد کرد. حق این مردم نبود که میلیاردها دلار از منابعشان برای ایجاد تورم هزینه شود. جایی نیست که از آسیب دولت در امان مانده باشد. همین کنکور امسال، تورم، بیکاری و ... نمونه‌هایی از این مسائل هستند.

حقوق بازنشستگان، یک سال و نیم قبل با تصویب مجلس افزایش پیدا کرده ولی این افزایش حقوق بعد از 18 ماه و در آستانه انتخابات در حال اعمال شدن است. آیا مردم ایران باید مثل بردگان مورد سوء استفاده قرار بگیرند. آیا این حق مردم ایران است؟ شان مردم ایران این است؟

آیا درست است که معادل 150 هزار تومان از جیب ملت به عنوان یارانه برداشته شود ولی تنها 50 هزار تومان آن در اختیار مردم قرار بگیرد؟ اگر قرار است که یارانه‌های غیرنقدی به صورت نقدی پرداخت شود باید همه آن پرداخت شود. اگر قرار است که واقعا یارانه‌ها نقدی پرداخت شود. چرا 50 هزار تومان؟ این مبلغ حداقل باید 150 هزار تومان باشد. سهم هر ایرانی 150 هزار تومان است. چرا به مردم دروغ می‌گویید؟ 50 هزار تومان چه فایده‌ای دارد.

به نظر من از آقای احمدی‌نژاد در تاریخ نام نیکی به جا نخواهد ماند؛ هرچند ممکن است تا زمانی که حاکم هستند، کسی جرات نکند و به ایشان حرفی نزند.

دولت نهم در حالی نیروهایی را بدون دارا بودن حداقل صلاحیت‌ها به کار گرفت که با شعار مبارزه با فساد و شایسته‌سالاری انتخاب شده‌بود. در هیچ دولتی سابقه نداشته که کسی با مدرک جعلی بیاید و وارد عرصه‌ای بشود.

خود آقای کردان خوب می‌داند که دانشگاه نرفته است و تز ننوشته است. خود آقای کردان خوب می‌داند که امتحان نداده است. چه‌طور مدرک ایشان را قبول می‌کنند. یعنی فقط یک آقایی آمده است و به ایشان مدرک جعلی داده است؟ یعنی خود ایشان نمی‌داند که دانشگاه نرفته است.

بالاخره گروهی با دانشگاه هاوایی قرارداد بستند و پولی پرداخت کردند و تزشان را هم کس دیگری برایشان نوشته و بعد هم مدرک هاوایی گرفتند. کسی تا به حال نیامده و مدرک آکسفورد را جعل نکرده است و یا با یک جاعل وارد مذاکره نشده است. آقای احمدی‌نژاد با این همه شعار مبارزه با فساد باید چنین عناصری را وارد دولت می‌کرد و شان وزرای جمهوری اسلامی را پایین می‌آورد؟

خیلی از ما معتقد بودیم که باید مسائل ایران و آمریکا عادی شود و الان هم اگر به قدرت بازگردیم از این موضوع دفاع می‌کنیم ولی آیا واقعا باید از لابی هوشنگ امیراحمدی و لابی اسرائیل برای حل مسائلمان با آمریکائی‌ها استفاده کنیم؟ یعنی ایران تا این حد باید کوچک شود که به اسرائیلی‌ها چراغ سبز نشان بدهیم تا روابطمان را با آمریکا حل کنیم و آقای مشایی بیاید و آن حرف غلط را نه به خاطر دفاع از آن مردم که برای حل مسأله‌مان با آمریکا عنوان کند؟

این همه شعار عدالت داده شود و این همه شکاف بین فقیر و غنی به وجود بیاوریم؟ یک شبه با تورم، پروتمندان، دارایی‌هاشان چند برابر شود و آنهایی که اجاره نشین هستند قدرت پرداخت اجاره‌شان را هم نداشته باشند؟ یعنی تا این اندازه شکاف باید تشدید شود؟

آقای احمدی‌نژاد باید به خیلی از سوالات جواب بدهد و من خیلی خیلی متاسفم؛ هم برای سیاسیون ایران و هم برای بخشی از روحانیت معظم که هیچ‌کدام داد مردم را نمی‌زنند.

آقای احمدی‌نژاد؛ تو رئیس‌جمهور ایرانی. تو رئیس‌ این ملتی. ملت به تو احترام می‌گذارند. این ملت به تو اعتماد کردند. آیا باید از اعتماد مردم این گونه علیه خودشان استفاده می‌شد؟ ممکن است گفته شود که دولت قصد نداشته که این طور بشود؛ ولی خوب فایده این حرف چیست؟ جنازه ملت روی زمین مانده است.

مردم ايران امروز نيازمند دفاع علما، روحانيون، مراجع، سياسيون و نمايندگان مجلس هستند.

نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

چرا احمدي نژاد ؟

چرا احمدي نژاد ؟


آيا اين تلقي فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟! يادداشت پيش روي درباره اين گزاره «به ظاهر متناقض» است و چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و غيرقابل انكار و بعضاً منحصر به فرد او پي مي گيرد و بر اين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!
1- «نمايش نقطه ايده آل» يكي از شگردهاي رايج و پرمصرف در عمليات رواني است كه اين روزها در حجم انبوهي از سوي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان عليه احمدي نژاد به كار گرفته مي شود. حريف در اين شگرد روي نقطه ايده آل به عنوان خروجي قابل قبول يك پروژه انگشت مي گذارد و از اين طريق مي كوشد تمامي گام هاي بلند و اقدامات مثبت و مؤثري را كه براي رسيدن به آن نقطه ايده آل انجام گرفته ناديده انگاشته و بي ثمر جلوه دهد. به عنوان مثال در جريان جنگ تحميلي، سقوط صدام و فروپاشي حزب بعث عراق نقطه ايده آل ما بود و در پايان جنگ، اگر چه به اين نقطه نرسيديم ولي طرف پيروز جنگ بوديم چرا كه با حمله صدام، قرار بود انقلاب اسلامي برچيده شود، نظام جمهوري اسلامي ايران سقوط كند، كشورمان تجزيه شود، خوزستان به يكي از استان هاي عراق تبديل شود و... دشمنان به هيچ يك از اين اهداف رسماً اعلام شده خود نرسيدند، بنابراين بديهي است كه ايران اسلامي طرف پيروز جنگ بوده است ولي حريف با اين استدلال كه صدام سقوط نكرده است، جمهوري اسلامي ايران را در تحقق اهداف خود «ناكام»! و طرف شكست خورده جنگ معرفي مي كرد! مسخره نبود؟!
2- احمدي نژاد در آغاز كار از اهداف بلند و سرنوشت سازي به عنوان نقاط ايده آل دولت نهم ياد كرد كه آرزوهاي بر زمين مانده مردم و نظام بود، اهدافي نظير، تأكيد بر آموزه هاي اسلامي و انقلابي، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان، مبارزه با مفاسد اقتصادي، توزيع عادلانه ثروت، ايستادگي در مقابل باج خواهي دشمنان، پاكدستي و ساده زيستي دولتمردان، جلوگيري از ريخت و پاش بيت المال، مبارزه با رانت خواري، تلاش و كار بي وقفه و پيوسته و....
اكنون سه سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟ هرچند كه در برخي از موارد به دليل طبيعت طولاني مسير، هنوز به نقطه ايده آل نرسيده باشد. مثلاً درباره اهدافي مانند مبارزه با مفاسد اقتصادي، آيا مي توان يك نمونه -فقط يك نمونه- از بي توجهي دولت به اين پديده و يا دست داشتن دولتمردان در اينگونه پلشتي ها را آدرس داد؟ راستي چرا شماري از مفسدان اقتصادي در دولت هاي گذشته برو بيا و آلاف و اولوف فراواني داشتند و در دولت نهم همه مفسدان اقتصادي در صف مخالفان احمدي نژاد ايستاده اند؟ و...
3- دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي -كه اگر نگوئيم از مرز طاقت فرسايي گذشته است، به يقين بايد بپذيريم روي اين خط قرار دارد- گفتمان كار و تلاش بي وقفه را با دو شناسه «انقلابي» و «مردمي» نهادينه كرده است اين تحول بزرگ كه به تدريج حلقه هاي مياني و بدنه دولت را هم فرا مي گيرد، نياز حياتي نظام و آرزوي ديرينه مردم بوده است كه متاسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با دو ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟! يكي از وزرا كه سابقه اي طولاني در جبهه و جنگ دارد و سال هاي متمادي است روزانه فقط يك وعده غذاي سبك مي خورد، براي نگارنده تعريف مي كرد در يكي از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد متوجه اين ويژگي او شده بود. تصور نگارنده اين بود كه حتماً احمدي نژاد ايشان را ملامت كرده كه چرا چنين مي كني؟ ولي واكنش آقاي رئيس جمهور اين بود كه؛ مبادا كار نمي كني كه تپل! مانده اي؟! شايد اين واكنش آقاي احمدي نژاد سختگيرانه بوده است، شايد! ولي فرهنگ او همين است، كار مداوم براي مردم با اميد به رضاي خدا و پاداش اخروي.
4- احمدي نژاد، سازوكار و مسير حركت دولت را كه متأسفانه طي دو دهه گذشته از محور اصلي فاصله گرفته بود، به بستر اصلي بازگرداند. گفتمان امام و انقلاب را نه فقط بر زبان كه در ميدان عمل به كار گرفت و دقيقاً به همين علت -و فقط به همين علت- دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها كه اين بار سربازي فداكار و از خودگذشته را پا به ركاب رهبري مي ديدند و حاكميت دوباره گفتمان اصيل انقلاب را در افق ايران اسلامي رصد مي كردند، با همه توان به او تاختند و عجيب آنكه از يك سو عملكرد او را كم اهميت جلوه مي دادند و از سوي ديگر براي مقابله با روش و منش او از هيچ خصومت، توطئه و تبليغ سوء چشم نمي پوشيدند... خدا بر درجات حضرت امام(ره) بيفزايد كه در اينگونه موارد خطاب به آمريكا و اسرائيل مي فرمود؛ «اگر مي گوييد چيزي نشده پس چرا اينهمه سروصدا مي كنيد»؟! كينه توزي دشمنان بيروني از آن روي بوده و هست كه دولت نهم را در اصرار بر مواضع امام و رهبري قاطع و جدي ارزيابي مي كند و دنباله هاي داخلي آنها نيز با حضور دولت اصولگرا، رشته هاي چندين و چند ساله خودرا پنبه شده مي بينند. اگر سياست خارجي دولت نهم موفقيت آميز نبوده است چرا آمريكا و متحدانش براي مقابله با احمدي نژاد و دولت نهم، اين همه هزينه مي كنند و خود را به آب و آتش مي زنند؟ آيا آمريكا دوستدار ايران است؟ راستي چه شده كه آمريكا و برخي از احزاب و گروه هاي داخلي روي يك نقطه اشتراك نظر كامل دارند و آن، اين كه رئيس جمهور آينده هركه مي خواهد باشد فقط احمدي نژاد نباشد، چرا؟!
5- در محور حملات خارجي و داخلي به دولت نهم دقت كنيد، اكثر قريب به اتفاق اين حملات قبل از آن كه متوجه احمدي نژاد باشد، حمله به مباني انقلاب، اسلام و نظام جمهوري اسلامي است. به بيان ديگر، احمدي نژاد بهانه است و دشمنان «مستي بهانه كرده و گريه مي كنند»! شعار اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود، سخن حضرت امام(ره) و سياست رسمي نظام است. مبارزه با مفسدان اقتصادي، تأكيد رهبر معظم انقلاب است. ايستادگي در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، خواست امام، آقا و مردم بوده و هست. مقابله با رانت خواري، قانون جمهوري اسلامي است، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و جلوگيري از مفت خوري كلان سرمايه داران نظر صريح امام، رهبري و آرزوي مردم است و... بنابراين احمدي نژاد با عرض پوزش «كتك خورش ملس است» و برخلاف بعضي ها كه حفظ منافع خود را بر پاسداشت اسلام و انقلاب و منافع ملي ترجيح مي دهند، در مقابل اين تهاجم گسترده شانه خالي نمي كند. در ميان «باباشمل»هاي تهران -همان كلاه مخملي ها- رسم بود وقتي كسي به آنها مي گفت «تو بميري»! شانه خود را تكان داده و مي گفتند «رد كردم»! يعني، چرا من به خاطر تو بميرم!
6- دولت نهم توده هاي عظيم مردم مؤمن و انقلابي را كه متأسفانه طي چند سال گذشته تقريباً غريب مانده و از مسئوليت ها دور بودند، به كانون سياست پردازي و تصميم سازي وارد كرد. نگاهي به اعضاي كابينه شامل وزرا و معاونان رئيس جمهور نشان مي دهد كه اكثر قريب به اتفاق آنها اگرچه افرادي با تخصص هاي بالا هستند ولي پيش از ورود به دولت نهم، ناشناخته بوده اند. همين پديده در مسئوليت هاي مياني هم به وضوح قابل ديدن است، معاونان وزرا، مديران كل، استانداران، فرمانداران، رؤساي ادارات و... اين در حالي است كه دولت نهم مطابق آمار موجود كمترين جابه جايي را در سطح كارشناسان بدنه داشته است اگرچه تغييرات در سطح وزرا- البته به قصد كارآمد كردن كابينه و صرفنظر از درستي يا نادرستي آن- چشمگير و بيرون از حد انتظار بوده است.
به كارگيري نيروهاي متعهد اما ناشناخته، ضمن آن كه از ايستايي و گردش مسئوليت در حلقه اي محدود جلوگيري كرده است، سپردن كار مردم به افرادي از جنس خود آنها نيز بوده است كه نزديكي و پيوستگي «مردم- دولت» نتيجه طبيعي آن است.
7- سفرهاي استاني، حضور بي واسطه در ميان مردم و تشكيل جلسات كابينه در تمامي نقاط كشور كه در مواردي پاي هيچ مسئولي حتي در سطح مديركل نيز به آنجا نرسيده بود، مصداق بدون ابهامي از مردم سالاري ديني است. پيش از اين هم رؤساي جمهور به استان ها سفر مي كردند ولي آن سفرها، بيشتر به يك بازديد تشريفاتي شبيه بود و يا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت مي گرفت اما، سفرهاي استاني هيئت دولت نهم، حضور جدي كابينه و تصميم سازي در استان مربوطه است. ضمن آن كه پيوند و همدلي مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پي دارد.
8- نگاهي به صف حاميان و مخالفان دولت بيندازيد، آيا درس آموز نيست كه توده هاي مؤمن و انقلابي مردم يعني همان ها كه به قول حضرت امام(ره) صاحبان اصلي انقلاب هستند در دايره بزرگ طرفداران دولت قرار دارند و تمامي دشمنان تابلودار بيروني و داخلي انقلاب، نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند؟ و صد البته، حساب منتقدان دلسوزي كه به پاره اي از عملكردهاي دولت و يا شخص رئيس جمهور انتقاد دارند و رفع آن را به نفع نظام مي دانند، از حساب مخالفان ياد شده جداست. و در اين ميان، برخي از مردم نيز نسبت به مسائلي نظير گراني و تورم گله مند هستند كه گلايه آنها شنيدني و پذيرفتني است ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر مشكلي در ميان است- كه هست- مشكل مشترك دولت و مردم است، نه آن كه دولت در برخورد با اينگونه مشكلات و دغدغه هاي مردم حساب خود را از آنان جدا كرده باشد. و تاكيد دوباره بر اين سخن خطاب به رئيس جمهور محترم ضروري است كه حساب نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه را از مخالفت خواني هاي حرفه اي! جدا كنند و اگر دومي را به حساب نمي آورند -كه چنانچه منطقي بود بايد ارج نهند- اولي را قدر بدانند و بر صدر بنشانند، چرا كه همه چيز را همگان دانند و تصميم عقل جمعي بر تصميم سازي فردي، به يقين برتري دارد.
9- اكنون بايد گفت؛ در مقايسه ميان دستاوردهاي بزرگ دولت احمدي نژاد و كاستي هاي آن كه با نقدهاي جدي نيز روبرو بوده است، كفه دستاوردها سنگيني فوق العاده اي دارد و مثلاً اگر امتياز احمدي نژاد بدون كاستي 100 باشد، مجموعه كاستي ها اين امتيازات را حداكثر به 90 مي رساند و نتيجه آن كه اين 90 بر صاحبان امتيازهاي خيلي پائين تر برتري غيرقابل انكاري دارد.
حسين شريعتمداري

نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

فيلم كامل اولين غبارروبی ضريح جديد حرم مطهر امام رضا (ع) توسط رهبر انقلاب

 

منتخبی از فيلم اصلی:



سايز 1 - منتخبی از فيلم اصلی
زمان: 1 دقيقه و 8 ثانيه. حجم: 500 كيلوبايت. از اينجا دريافت كنيد. (كليك راست save Target as)

سايز 2 - حجم متوسط
زمان: 24 دقيقه و 7 ثانيه. حجم: 8.6 مگابايت. از
اينجا دريافت كنيد.

سايز اصلی
زمان: 24 دقيقه و 7 ثانيه. حجم: 47 مگابايت. از
اينجا دريافت كنيد.

6536345

543532

dsdsd

546456

تمام عکس ها

نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

http://www.ya-lesarat.sub.ir 20 سوال بي‌پاسخ در مناظره! مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟ كرامت زن و ابزارگونگی زن عصر پساهاشمی ماجرای چیز های موسوی..... +


نکته امروز:

منوي اصلي

صفحه ی نخست
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

اخبار
سیاست
دین و مذهب
اقتصاد داخلی و خارجی
جامعه
بانک صوتی و تصویری
بیانات و سخنرانی ها
شهدا
طنز سیاسی
خاطرات مقام معظم رهبری
عکس


آرشيو

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


فیلم های ویژه

..:: حزب الله::..

نويسندگان


لوگوی دوستان

Hezbollah
Powered By
BLOGFA

Hezbollahحزب الله