تبليغاتX
..:: حزب الله ::..

..:: حزب الله ::..

صفحه ی نخست | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر


پیام مدیریت

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

تا دولت کریمه ، یک یا حسین دیگر

آدرس دیگر وبلاگ
HTTP://WWW.HEZBOLLAH.SUB.IR


حدیث روز


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


برگزیده ای از مطالب سایت

20 سوال بي‌پاسخ در مناظره!
مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند
اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد
موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟
متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور
كرامت زن و ابزارگونگی زن
عصر پساهاشمی
ماجرای چیز های موسوی.....
احمدی‌نژاد شهادتت مبارک
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
تبلیغ « سبز » با چاشنی رقص و آواز
کاريکاتور : چشم بند سبز
میرحسین به «چیز»هایی که جواب نداد، باخت
عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد
نقد اثر سينمايي جديد مشترك مجيدي و موسوي!
عملكرد نخست‌وزير دهه 60 به روايت هاشمي رفسنجاني
نامزدي كه ستادش را نظارت نمي‌كند چگونه بر كشور مديريت خواهد كرد
عکس: نصب سؤال‌برانگيز پرچم‌هاي سبز در ميادين تهران توسط شهرداري
به 20 دليل به آقاي دكتر احمدي‌نژاد رأي مي‌دهم
عذر بدتر از گناه و همه‌ی فیلم‌های دست‌کاری شده‌ی خاتمی
خانجاني:دختران و پسراني که به دست هم "دستبند سبز" مي‌بندند خواهر و برادر هستند
فوق لیسانس معماری، استاد راهنمای رساله‌های کارشناسي ارشد و دکترای علوم‌سیاسی
موسوی: من دکتر نیستم/ تصویر و فیلم اتاق دکتر موسوی!
مشهد يکپارچه احمدي‌نژادي شد
استقبال سرد از خاتمی در خرمشهر و آبادان به روایت تصویر
موسوی ساز فرار از مناظره را کوک کرد
هواداران کروبى با شکستن در وارد دانشگاه اميرکبير شدند
درگيرى سبزها و زردها در تهران !
حاميان احمدي نژاد گل‌ رز به مردم هديه کردند
احمدي نژاد: شايعه سازان و تخريب‌گران را به خوبي مي‌شناسم
شگرد تبليغاتي حاميان موسوي در کرمان
حمله مسلحانه به ستاد احمدی‌نژاد بعد از ترور شخصيتي
ده‌ها برابر مشروطه و ملي‌شدن نفت تحت فشار بودیم
تصاویر بی احترامی شیراک به رییس جمهور سابق
هتاکي بي سابقه حامي موسوي به رييس جمهور
شال سبز مقدس‌تر از قرآن نیست که سر نیزه کردند
جدیدترین دروغ‌سازی حامیان خاتمی: دکتر علی اکبر متکان، کردان است!
انفجار بمب در میان عزاداران فاطمی دومین مسجد اصلی شیعیان زاهدان
سینه‌های خود را برای شمشیرها آماده کرده‌ایم
سه بار برای مصاحبه با موسوی تلاش کردیم، گفت با تشکر معذورم
احمدي‌نژاد: تحقير رئيس‌جمهور سابق در فرانسه از غم‌انگيزترين روزهاي زندگيم بود
نگاه ابزاري به زن، چرا؟
اوج ابتذال در ستادهاي كروبي و موسوي
توزيع اطلاعيه‌هاي تخريبي عليه احمدي‌نژاد در مشهد
رنگ لجني !!!!!!!
فعلا 20 سوال برای اثبات بی صداقتی میرحسین موسوی
تا روزی که در خدمت ملت هستم یک مورد از مفت‌خوری‌ها را هم امضا و تأیید نمی‌کنم
هتاكي حاميان ميرحسين در دانشگاه آزاد
اغتشاش حامیان موسوي در دانشگاه علامه
تهیه کننده سيما : موسوي خودش مصاحبه نمي‌داد

آمار و امکانات


ویژه ی سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی به کردستان

ویژه ی سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی به کردستان

خامنه ای

متن کامل سخنرانی + فایل صوتی + عکس

بيانات در جمع مردم استان كردستان‏ در ميدان آزادى سنندج ۲۲/۲/۸۸

نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

شصت و پنج صفت و امتیاز دولت نهم در کلام ولایت

شصت و پنج صفت و امتیاز دولت نهم در کلام ولایت

آیت الله خامنه ای


1. تكيه‏ بر عدالت

2. پُررنگ كردن هدف‌هاى بلند انقلاب

3. دولت كار

4. دولت خدمت

5. پيروى از آرمان‏هاى اسلام

6. دولتی از جنس مردم

7. ساده‏زيستى

8. مردم‏گرايى

9. اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش

10. عدم وابستگی به احزاب

11. شايسته‏سالارى

12. نظارت بر عملكرد زيرمجموعه

13. تلاش بى‏وقفه

14. قانون‏گرا

15. شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال

16. نشاط و تحرك

17. سرعت بخشيدن به سازندگىِ

18. استقرار عدالت

19. رسيدگى به مشكلات مردم

20. تسهيل زمينه‏هاى رشد و پيشرفت

21. دولت با نشاط وچابك

22. فعال

23. دلسوز

24. دلبسته‏ به منافع و خواسته‏هاى مردمى

25. دولت مردمى

26. شيوه و منش مردمى

27. دلبستگى كامل به ارزش‌هاى اسلامى

28. اعتمادبه‏نفس

29. اهل كار و اهل ابتكار

30. اهل خدمت و اهل عمل

31. مبارزه‏ با فساد

32. جهت‌گيرى‏هاى دينى

33. ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى

34. سختكوشى

35. تلاش فراوان

36. ارتباط با مردم

37. سفرهاى استانى

38. اقدامات شجاعانه

39. شجاعت در قبال مسائل جهانى

40. پايبندى به خدمت

41. پركارى

42. روحيه تحول‏گرايى و نوآورى و اصلاح

43. ايستادگى در مقابل زياده‏خواهى استكبار

44. مشى مردمى

45. احساس مسؤوليت

46. تلاش خستگى‏ناپذيرى

47. بسيار پر كار و زحمتكش

48. دولت حركت و اقدام

49. احیای شعار و گفتمان امام

50. استكبارستيزى

51. جرأت در مقابله با فساد

52. روحيه تهاجم در مقابله با زورگويان بين‏المللى

53. زنده‏كردن و بازسازى برخى

54. داراي خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام

55. روحيه مردمى و خاكى

56. سرشار از انرژی

57. اجتناب از اشرافي‌گرى

58. متعهد

59. كارآمد

60. دلجويى از محرومين

61. دولت مکتبي

61. حامی ارزش‌ها

62. دولت اصول‌گراي معتقد به مباني انقلاب

63. شوق خدمت به مردم

64. حرکت در وادی طولانی، دشوار و پرخطر عدالت

65. تلاش بی‌وقفه

نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

امدادهای غیبی به حزب الله لبنان از زبان آیت الله مصباح یزدی

امدادهای غیبی به حزب الله لبنان از زبان آیت الله مصباح یزدی

آیت الله مصباح یزدی ، رئیس  شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) که با سفر به لبنان و دیدار با سیدحسن نصرالله ، پیام تبریک این مجمع را به دبیر کل حزب الله لبنان ابلاغ کرده است ، شب گذشته گزارشی از این سفر ارائه کرد. وی در این گزارش مواردی از امدادهای غیبی که در جنگ ۳۳ روزه به کمک نیروهای مقاومت اسلامی آمده بود را نیز برای حضار بیان نمود. دشمن در این جنگ دو برگ برنده داشت. یکی این که مجهز به دوربین های مادون قرمز بود و در شب به راحتی ما را هدف قرار می داد و ما در شب هیچ دیدی نسبت به آنها نداشتیم و دومین ترفند بزرگ آنها ، گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هلی برن و تخلیه نیروهای مجهز در پشت خط بود.
به گزارش سایت «اخبار شیعیان» ، وی با تأکید بر اینکه برخی از پیروزی های حزب الله عظیم تر از معجزات صدر اسلام بوده به موارد زیر اشاره کرد که در دیدار با سید حسن نصرالله بدون واسطه و از خود وی شنیده است:

درود بر سپاهیان زینب (س)

دوربین دید در شب
فرمانده یکی از قرارگاه های مهم ما که کاملآ مورد اعتماد و وثوق من است ، برای من تعریف کرد: «شبی که از این جنگ گسترده و حربه اسرائیلی ها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هلیکوپتر در حال پیاده کردن نیرو در خط مقدم بود و ما به علت در اختیار نداشتن وسایل دید در شب ، کاری از دستمان بر نمی آمد ، از شدت خستگی به خواب رفتم. در خواب حضرت زینب (س) را دیدم و از این اوضاع نزد ایشان گله کردم. ایشان با اشاره بنده را متوجه قسمتی کردند که خانمی ایستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا (س) را مشاهده و درددل های خود را به ایشان عرض کردم. حضرت فرمودند: «ما به فکر شما هستیم و برای شما دعا می کنیم.» من اصرار کردم و وضع وخیم جبهه خودمان را که به خاطر هلیکوپترهای اسرائیلی ها به وجود آمده بود یادآور شدم. حضرت مرا به صبوری دعوت کردند. اما من همچنان اصرار کردم! حضرت که اصرار مرا مشاهده کردند با دست خود اشاره ای کردند و سپس فرمودند: «برو. تمام شد!». من در همین حین از خواب بیدار شدم و به خاطر سماجتی که کرده بودم ناراحت و پشیمان بودم. معمولا اخبار خط مقدم جبهه ، با تاخیر پانزده دقیقه ای به قرارگاه می رسید. بعد از حدود پانزده دقیقه از لحظه خواب من ، به من اطلاع دادند که یک هلیکوپتر اسرائیلی با عده ای از افراد زبده سقوط کرده و من متوجه شدم در همان لحظه اشارٍه حضرت ، این سقوط برای هلیکوپتر اسرائیلی اتفاق افتاده است و همین حادثه باعث ترس شدید دشمن و عقب نشینی آنها شد. جالب این که دشمن صهیونیست ، پس از این حادثه تصور می کرد که حزب الله از ابزار پیشرفته دید در شب بهره مند است. 

ادامه آتش، بدون مهمات
در یکی از جبهه ها که مهمات بخشی از نیروهایمان تمام شده بود ، دستور عقب نشینی را صادر کردیم. این نیروها در کنار رودخانه ای بودند که اسرائیل می خواست تا ساحل آن پیشروی کند و آن را مرز خود قرار دهد. این رزمندگان با گروهی که پشت رودخانه بودند تماس می گیرند که ما در شرف سقوط هستیم و تقاضای کمک می کنند. آنها هم پاسخ می دهند که امیدی به ما نداشته باشید چون مهمات نداریم. در همین حین می بینند آتشی بر سر اسرائیلی ها فرود آمد. نیروهای خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جایی را زدید! همین جا را بزنید! آتش ادامه پیدا می کند و بر اثر شدت حجم آن ، اسرائیلی ها موفق به پیشروی نمی شوند و فرار می کنند. بعد از فرار آنها ، نیروهای جلو از نیروهای پشت رودخانه تشکر می کنند. ولی آنها پاسخ می دهند ما که گفتیم سلاح و مهماتی نداریم و آن آتش هم کار ما نبود! بالاخره هم معلوم نشد که چه کسی این آتش را بر سر دشمن ریخته بود.


تواضع و نورانیت سید حسن نصرالله
آنچه برای خود من اهمیت داشت ، تشرف یافتن خدمت سید حسن نصرالله بود. برخورد و تواضع ایشان بسیار برای من عجیب بود. هر شخصی که به چنین پیروزی هایی برسد و موقعیت جهانی پیدا کند ، به طور طبیعی تغییراتی در منش ، رفتار ، گفتار و موضع گیری هایش پیدا می شود. اما چیزی که ما از ایشان دیدیم این بود که نه تنها تغییری در وی ایجاد نشده بود ، بلکه بر تواضع وی افزوده هم شده بود. ایشان به قدری نورانی ، پاک و باصفا بودند که من احساس می کردم خدمت یکی از سربازان امام زمان (عج) نشسته ام. به امید عزت و سربلندی هرچه بیشتر اسلام.

نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

بيانات در مراسم مشترك دانش‏آموختگى دانشجويان دانشگاه امام حسين

بيانات در مراسم مشترك دانش‏آموختگى دانشجويان دانشگاه امام حسين (ع)

26/1/1388

[صوت كامل؛ حجم: 4 مگابايت]، [فيلم كامل؛ حجم: 45 مگابايت]
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم
 تبريك عرض ميكنم به شما جوانان عزيز و فرزندان و نورچشمان عزيزِ اين ملت، ورودتان را به عرصه‏ى پاسدارى از ارزشهاى انقلاب اسلامى.
 دانشگاه افسرى در آنِ واحد، هم كانون علم است، هم كانون جوشش جهاد است، هم جايگاه تربيت مردان مصمم و آهنين‏اراده است. علم و جهاد و ايمان و اراده‏ى مستحكم، وقتى با يكديگر توأم بشوند، انسانهائى را خلق ميكنند كه دنيا ميتواند به آينده‏ى خود، به بركت آن انسانها اميدوار باشد.
 مشكل اصلى دنياى دوران انس، دنياى متجدد و مدرن، اين بود كه علم در اين دنيا در خدمت فساد، در خدمت طغيان، در خدمت تجاوز قرار گرفت. دانش يك موهبت خدائى است. بزرگترين ناسپاسى در قبال اين موهبت بزرگ اين است كه دانش را يك نسلى، يك ملتى، يك مجموعه‏اى در برهه‏اى از زمان در خدمت ظلم و طغيان و تعدى و سركوب كردن ارزشهاى انسانى قرار بدهند. و اين اتفاق در دو سه قرن اخير بخصوص و در ده‏ها سال گذشته در دنيا افتاد.
بقیه ی متن را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید

نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

بيانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت امام رضا علیه السلام

بيانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت امام رضا علیه السلام

1/1/1388

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ديدار زائران حرم مطهر رضوی با رهبر انقلاب در روز اول فروردين 1388:
»  129 مگابايت
[لينك دانلود مستقيم] فرمت: wmv

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ديدار زائران حرم مطهر رضوی با رهبر انقلاب در روز اول فروردين [دانلود، 9 مگابايت]

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّدو على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيةاللَّه فى العالمين‏

 خداوند متعال را از اعماق دل شكرگزاريم كه توفيق عنايت كرد و مهلت داد تا يك بار ديگر سعادت تشرف به اين آستان مقدس و ديدار مردم عزيز مشهد و زائران اين بارگاه بلندپايگاه نصيب شود. از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه اين عيد سعيد را و اين سال نو را بر همه‏ى ملت عزيز ايران مبارك فرمايد.
 امسال اولين سال دهه‏ى چهارم انقلاب است كه به نام «دهه‏ى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. به اين مناسبت عرايضى را عرض ميكنم؛ هم در زمينه‏ى برخى از مهمترين مسائل كشورمان در داخل، و همچنين اشاره‏اى به بعضى از مسائل مهم بين‏المللى و خارجى. اين دهه را ده سال پيشرفت و عدالت كشور و نظام جمهورى اسلامى ناميديم؛ در حالى كه از آغاز انقلاب، ملت ايران با حركت عظيم خود و با ايجاد و استقرار نظام جمهورى اسلامى، به سمت پيشرفت و عدالت حركت كرده است. ده سال آينده چه خصوصيتى دارد كه آن را به عنوان دهه‏ى پيشرفت و عدالت نامگذارى كرده‏ايم؟
 
بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید

[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

پيام نوروزى رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388

پيام نوروزى رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388

30/12/1387

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif صوتی : سخنان رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif پيام نوروزی رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388: »  27 مگابايت [لينك دانلود مستقيم] فرمت: wmv

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم
يا مقلب القلوب و الابصار  ـــ يا مدبر الليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال ـــ حول حالنا الی احسن الحال
عيد سعيد نوروز را كه امسال نزديك به ايام ولادت حضرت خاتم الانبياء صلّی الله عليه و آله و سلم و امام جعفر صادق عليه الصّلاه و السّلام است  و شرافت بيشتری به بركت نزديكی به اين ايام مبارك پيدا كرده است تبريك عرض می كنم به همه هم ميهنان عزيزمان در سراسر كشور و هم چنين به ايرانيان ساكن در كشورهای ديگر جهان در سراسر عالم و هم چنين به مردم كشورهايی كه عيد نوروز را گرامی می دارند و آن  را برای خود جشن ميگيرند مخصوصا تبريك عرض می كنم به خانواده های معظم شهيدان و ايثارگران و جانبازان و اميدوارم كه همه، سال نيكويی را در پيش داشته باشند سال 87 كه بر ما گذشت سال بسيار پر ماجرايی بود هم در زمينه مسائل بين المللی و هم در زمينه مسائل كشور. در سطح بين المللی حوادث بزرگی و مهمی اتفاق افتاد كه بی‌گمان در مجموعه سياست های جهانی دارای تأثيرات عميق و مؤثری است كه از جمله آنها در زمينه اقتصادی بحران عظيم مالی و اقتصادی است كه از كشور آمريكا شروع شد و به اروپا و ديگر كشورها و از جمله به كشورهای منطقه ما رسيد.
اين مسئله برای مردم جهان مسئله بسياری مهمی است نه فقط تأثير در زندگی روزمرّه آنها و برنامه ريزی های اقتصادی آنها می گذارد بلكه در ديدگاههای آنها نسبت به نظريات اقتصادی و اقتصاد سرمايه داری احتمالا تأثيرات شگرفی را بر جای خواهد گذاشت خوشبختانه كشور ما و ملت ما توانستند تا حدود زيادی از آثار زيانبار اين طوفان جهانی طوفان سهمگين خود را بر كنار بدارند و البته هم چنان مراقبت های لازم بايستی ادامه پيدا كند.
از جمله مسائل مهم جهان و منطقه در سالی كه گذشت مسئله حمله رژيم صهيونيستی به غزه بود كه همه چشم های جهانيان را به خودش معطوف كرد عده ای از اين نظرگاه به مسئله نگاه كردند كه با مقاومت مقاومت اسلامی و با مسئله فلسطين دارای عناد و كينه ديرين بودند كه عمدتا سياستمداران بسياری از كشورهای غربی از اين جمله بودند عده ای هم با نگاه طرفدارانه از ملت مظلوم فلسطين و مردم غزه به مسئله نگاه كردند اما نتايجی كه بر اين حمله ناجوانمردانه و ظالمانه مترتب شد برای همه دنيا بهت آور بود. 22 روز مردم بی دفاع غزه مقاومت كردند و رژيم صهيونيستی 22 روز با تمام قوا بر اين مردم حمله كرد و پايان اين ماجرا با ناكامی رژيم صهيونيست همراه بود. اين برای مردم دنيا يك تجربه بسيار مهمی است در زمينه امكان مقاومت ملتها در مقابل زورگويی و ستمگری ستمگران و زورگويان بود. مسائل گوناگون متعددی هم در منطقه غير از اينها اتفاق افتاد و همچنين در سطح جهان كه از آنها عبور می كنيم در سطح كشور هم مسائل مهمی از آغاز سال تا امروز داشته ايم.
سال 87 با خبرهای خوش هسته ای آغاز شد و ملت ايران آگاه شدند كه جوانان آنها دانشمندان متبحر و كوشای آنها توانستند عليرغم تحريم های جهانی پيشرفت خودشان را در مسائل هسته ای كشور به اثبات برسانند و توانايی ملت ايران را در يك چنين مسئله مهمی به همه جهانيان ثابت كنند. اين برای ملت ايران نه فقط در زمينه علمی بلكه در زمينه های گوناگون ديگر ارج و اعتبار جديدی را در چشم های جهانيان بوجود آورد. مجلس شورای اسلامی بحمدالله برای دوره هشتم تشكيل شد و در طول سال اين مجلس با همكاری دولت محترم كارهای خوبی را تصويب كردند و اقدام كردند و اميدواريم اين همكاری همچنان ادامه داشته باشد در طول سال بحمدالله كارهای بزرگ ديگری هم در زمينه های مختلف انجام گرفته است در همين زمينه هسته ای در پايان امسال راه اندازی موقت و آزمايشی نيروگاه بوشهر را داشتيم كه اين هم خبر مهم و خبر بزرگی است كه البته اين هم از نتايج پيشرفت های دانشمندان خود ما در داخل كشور است كه همه دنيا را قانع كرد كه راه پيشرفت هسته ای ملت ايران را نمی شود بست. در زمينه مسائل علمی كارهای بزرگ ديگری هم انجام گرفته است كه شمارش آنها وقت طولانی و مفصلی را خواهد گرفت. من از نزديك شاهد برگزيده ای از اين پيشرفتهای علمی بودم و در نمايشگاهی آنها را از نزديك مشاهده كردم و حقيقتا شگفت آور است و جوانان عزيز ما و ملت پر همت و پر تلاش ما توانسته اند در زمينه علمی پيشرفت شگرفی را نشان بدهند و تبليغات سی ساله عليه انقلاب را كه از اطراف و اكناف تبليغ می كردند اين تبليغات را خنثی كرد اين پيشرفت های مهم و شگفت آور از جمله اين پيشرفت های علمی و فنآوری پرتاب ماهواره اميد بود كه اين قدم اول از اين كار بزرگ است كه كشور را در رديف كشورهای بسيار معدود جهان در مورد اين فناوری قرار داد و چشم جهانيان را متوجه ايران كرد و نشان داد كه ملت ايران از درون می جوشد و از درون رشد می كند و توانايی پيشرفت ملت ايران توانايی محدودی نيست. در زمينه مسائل اقتصادی هم من بايد به ملت عزيزمان عرض بكنم عليرغم موج عظيم و طوفان خانه برانداز ركود اقتصادی و بحران اقتصادی در عالم و عليرغم تحريم هايی كه عليه ايران بخاطر مسئله انرژی هسته ای و ديگر مسائل انجام گرفت مسئولين كشور توانسته اند براين موج فائق بيايند و تا حدود زيادی طبعات و آثار منفی اين موج را در كشور كنترل كنند و نگذارند كه ملت ما در اين موج عظيمی كه بسياری از كشورها را دچار مشكلات بسيار زيادی كرد در اين موج بغلتد و ملت سرپای خود بايستد و انشاءالله پيشرفت های اقتصادی بايد روز به روز شكوفاتر بشود و ملت را خوشحال تر بكند و انشاءالله امكان و زمينه پيشرفتهای گوناگون را در عرصه های مختلف بوجود بياورد. همانطور كه مشاهده می كنيم سال نوآوری و شكوفايی خوشبختانه با نوآوريهای زياد با شكوفايی های چشم گير همراه شد و توانست اين شعار را در مرحله مقدماتی خود كاملا فعال كند البته شكوفايی و نوآوری مخصوص اين سال نبود ما در آينده هم در سالهای گوناگون بايستی همين خط را با جديت پيگيری و تعقيب بكنيم و انشاءالله خود را به نقطه ای كه شايسته ملت ايران است در زمينه علمی و فناوری برسانيم.
سال جاری كه از اين لحظه آغاز می شود سال مهمی است و اميدواريم كه ملت ايران بتواند بر تجربيات گوناگون اين سال هم با قدرت خود كه از ايمان به خدا سرچشمه گرفته است غلبه كند و انشاءالله همه حوادثی را كه در طول يك سال ممكن است در سطح جهان و منطقه و كشور اتفاق بيفتد همه را به سود ملت ايران تمام كند. آنچه من به ملت عزيزمان عرض ميكنم  اين است كه ما در دعای اول سال خوانديم كه يا محول الحول و الاحوال ـ حول حالنا الی احسن الحال حال مارا به نيكوترين حال ها تبديل كن اين اراده الهی است اما تلاش ملت ايران تلاش خود آحاد ما مردم يقينا لازم است و زمينه ضروری برای توجه لطف خدا و رحمت الهی است ما بايد همت كنيم برای تحويل احوال خود برای نكو كردن زندگی خود ذهن خود دل خود دنيا و آخرت خود اين وظيفه يكايك ملت ايران است. عرصه گسترده عظيمی از معنويات و امور دينی و ذهنيات انسان تا حقايق خارجی وآنچه كه مورد ابتلای در زندگی روزمره ما و زندگی شخصی ما و زندگی اجتماعی ماست زير اين دستور بزرگ الهی كه در اين دعای شريف هر سال تكرار می شود قرار گرفته است حول حالنا الی احسن الحال من به يك نمونه فقط اكتفا ميكنم و اين را مصداق برجسته و بارزی از تحويل احوال خودمان به شمار می آورم و به شما ملت عزيز عرض می كنم ما در زمينه مصرف در زمينه هزينه كردن منابع مالی كشور كه بوسيله خود ما و به وسيله همه برادران هم ميهن ما با زحمت زياد و با بوسيله مسئولين كشور اين منابع بوجود می آيد در زمينه مصرف اين منابع ما دچار نوعی بی توجهی هستيم كه بايستی اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم. ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستيم. اين را من در اول سال انشاءالله در سخنرانی به با جزئيات آن برای مردم عزيزمان توضيح خواهم داد اما امروز فقط اجمالا عرض ميكنم بسياری از منابع كشور شايد بشود گفت بخش مهمی از منابع كشور صرف اسرافهای ما و زياده روی های ما در مصرف در همه زمينه ها می شود چه در زمينه های مسائل شخصی و چه تا حدودی در زمينه های عمومی ما بايستی مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام بلكه از نظر همه عقلای عالم چيزيست كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد با هوا و هوس با خواهش دل و آنچه كه انسان نفس انسان از انسان مطالبه می كند نمی‌شود مصرف را مديريت كرد كار به جايی می رسد كه منابع كشور به هدر می رود شكاف بين فقرا و اغنيا زياد می شود عده ای در حسرت اوليات زندگی می مانند و عده‌ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف منابع را هرز می دهند و به هدر می دهند ما بايستی الگوی مصرف را اصلاح كنيم ما بايستی به سمت اصلاح الگوی مصرف حركت كنيم ما مسئولين دولت مسئولين كشور در درجه اول چه قوه مقننه چه قوه مجريه و چه ساير مسئولين كشور قوه قضائيه و غير آنها و چه اشخاص شخصيتها در رتبه های مختلف اجتماعی و چه آحاد مردم ما از فقير و غنی بايستی به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوی مصرف را ما اصلاح كنيم اين جور مصرف كردن در همه زمينه ها در امور ضروری زندگی در زيادی های زندگی مصرف كردن بی رويه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانی به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من درخواست می‌كنم خواهش می كنم از عموم مردم و بخصوص از مسئولين كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند افزايش بدهند برنامه ريزی كنند برای اصلاح الگوی مصرف من لذا اين سال را سال حركت مردم و مسئولين به سوی اصلاح الگوی مصرف می دانم و اميدوارم كه اين عنوان كه اصلاح الگوی مصرف هست برای ما همه مان دستور العمل باشد همه ما بتوانيم بر طبق اين شعار مهم و حياتی و اساسی برای كشور عمل بكنيم از منابع كشورمان به بهترين وجهی استفاده كنيم. ياد امام عزيز و بزرگوار را گرامی ميدارم ياد شهيدان عزيز را گرامی ميدارم و به همه آحاد ملت ايران مجددا سلام و تبريك عرض می كنم
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388 توسط حزب الله | لينك ثابت |

بيانات رهبر انقلاب در چهارمين كنفرانس حمايت از ملت فلسطين

بيانات رهبر انقلاب در چهارمين كنفرانس حمايت از ملت فلسطين

14/12/1387

54656

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif برای مشاهده ی سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif فيلم كامل حضور رهبر انقلاب در چهارمين كنفرانس حمايت از ملت فلسطين:
» حجم 1 : 300 كيلوبايت [لينك دانلود مستقيم] فرمت: wmv
» حجم 2 : 19 مگابايت [لينك دانلود مستقيم] فرمت : wmv
 
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gifبیانات
 
بسم الله الرّحمن الرّحيم
به شما ميهمانان گرامی، علماء و متفكران و سياستمداران و مجاهدان كه در چهارمين گردهمائی برای دفاع از فلسطين به جمهوری اسلامی ايران آمده‌ايد خوشامد می‌گويم.
در فاصله‌ی اين اجلاس با اجلاس قبلی كه در روزهای 15 تا 17 ربيع‌الاول سال 1427 هجری قمری در تهران تشكيل شد حوادث مهم و تعيين‌كننده‌ئی اتفاق افتاده است كه افق آينده را در قضيه‌ی فلسطين روشنتر و وظائف ما را درباره‌ی اين مسأله‌ی همچنان اصليِ دنيای اسلام آشكارتر می‌سازد.
از جمله‌ی اين حوادث مهم، شكست شگفت‌آور نظامی و سياسی اسرائيل در برابر مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه‌ی لبنان در سال 1427 هجری‌قمری و ناكامی خفت‌‌آور رژيم صهيونيستی در جنگ 22 روزه‌ی جنايتكارانه‌اش با مردم و دولت قانونی فلسطين در غزه است.
اكنون رژيم غاصب كه چند دهه با ارتش و تسليحات خود و با پشتيبانی نظامی و سياسی امريكا، چهره‌ئی مهيب و شكست‌ناپذير نشان می‌داد، دو بار از نيروهای مقاومت كه با اتكاء به خدا و مردم، بيش از اتكاء به سلاح و تجهيزات می‌جنگيدند، شكست‌خورده و با وجود تمرينها و آماده‌سازيهای نظامی و سازمانهای عريض و طويل اطلاعاتی و حمايت بيدريغ امريكا و بعضی دولتهای غربی و همدستی برخی منافقان جهان اسلام، انحلال، و شيب تند سقوط، و عدم كفايت خود در برابر موج نيرومند بيداری اسلامی را ظاهر ساخته است.
از سوئی ديگر جناياتی كه در حادثه تاريخی غزه از مجرمان صهيونيست سر زد؛ كشتار وسيع مردم غيرنظامی، ويران كردن خانه‌های بيدفاع، سوراخ كردن سينه‌ی كودكان شيرخوار، بمباران دبستان و مسجد، به‌كارگيری بمبهای فسفری و برخی سلاحهای ممنوع ديگر، بستن راه غذا و دارو و سوخت و ديگر نيازهای اوليه‌ی مردم در مدتی نزديك به دو سال، و بسی جنايات ديگر، ثابت كرد كه غريزه‌ی وحشيگری و جنايت در سران دولت جعلی صهيونيست، با دهه‌های آغازين فاجعه‌ی فلسطين هيچ تفاوتی نيافته و همان سياست و همان خويِ درندگی و بی‌رحمی كه فاجعه‌های دير ياسين و صبرا و شتيلا را پديد آورد، امروز هم بعينه بر ذهن و دل ظلمانی اين طاغوتهای زمان حاكم است كه البته امروز با بهره‌گيری از پيشرفت فناوری، دائره‌ی جنايت بسی گسترده‌تر و فاجعه‌بارتر ميباشد.
چه آنان كه با توهم شكست‌ناپذيری رژيم صهيونيست، شعار «واقع‌بينی» سر داده دست سازش و تسليم در برابر غاصبان دراز كردند، و چه كسانی كه به خيال باطل خود، نسل دوم و سوّم سياستمداران صهيونيست را مبرّا از جنايات نسل اوّل دانسته، اميد همزيستی سالم در كنار آنان را در دل پروراندند، اكنون بايد به خطای خود پی برده باشند. اولاً: با موج بيداری امت مسلمان و باليدن نهال مقاومت اسلامی، آن هيبت دروغين فرو ريخته و نشانه‌های ناتوانی و درماندگی در رژيم غاصب آشكار گشته است، و ثانياً خوی تجاوزگری و بی‌شرمی از جنايت در گردانندگان آن رژيم همان است كه در دهه‌های اوّل بود و هرگاه بتوانند يا گمان ببرند كه ميتوانند، از هيچ جنايتی رويگردان نيستند.
اكنون 60 سال از اشغال فلسطين ميگذرد. در اين مدت همه‌ی ابزارهای قدرت مادی در خدمت غاصبان قرار گرفته است؛ از پول و سلاح و فناوری، تا تلاشهای سياسی و ديپلماسی، و تا شبكه‌ی عظيم امپراتوری خبری و اطلاع‌رسانی.
به‌رغم اين تلاش شيطانی گسترده و حيرت‌آور، غاصبان و حاميان آنان نه تنها نتوانسته‌اند مسأله‌ی مشروعيت رژيم صهيونيستی را حل كنند، بلكه اين مسأله با گذشت زمان بغرنج‌تر هم شده است.
عدم تحمل رسانه‌های غربی و صهيونيستی و دولتهای حامی صهيونيزم در برابرِ حتی طرح سؤال و تحقيق درباره هولوكاست كه بهانه‌ی غصب فلسطين بود، يكی از نشانه‌های اين تزلزل و ابهام است. اكنون وضع رژيم صهيونيستی از هميشه‌ی تاريخ سياه خود در افكار عمومی جهان بدتر و پرسش از دليل پيدايش آن جدّيتر است. اعتراض بی‌سابقه و خودجوش جهانی از شرق آسيا تا امريكای لاتين عليه آن رژيم و تظاهرات مردمی در 120 كشور جهان و از جمله در اروپا و در انگليس كه خاستگاه اصليِ اين شجره‌ی خبيثه بود، و دفاع آنان از مقاومت اسلامی غزه و از مقاومت اسلامی لبنان در جنگ 33 روزه، نشان ميدهد كه يك مقاومت جهانی عليه صهيونيزم پديد آمده كه در 60 سال گذشته هرگز تا اين حد، جدی و حجيم نبوده است. ميتوان گفت مقاومت اسلامی لبنان و فلسطين توانسته است وجدان جهانی را بيدار كند.
اين درس بزرگی است، هم برای دشمنان امت اسلامی كه خواسته‌اند با زور و سركوب، دولتی و ملتی جعلی و فرمايشی بسازند و با مرور زمان، آن را به واقعيتی انكارناپذير تبديل كرده و چنين تحميل ظالمانه‌ئی را در جهان اسلام، عادی‌سازی كنند. و هم برای امت اسلامی و بويژه جوانان غيور و وجدانهای بيدار آن، تا بدانند كه مجاهدت در راه بازگرداندن حق پايمال‌شده، هرگز ضايع نميشود و وعده‌ی خداوند راست است كه فرمود:
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ.
و قال تعالی: إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ، و قال عزوجل: وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ، و قال: وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ، و قال عز من قائل: فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ و كدام وعده از اين وعده الهی صريحتر كه فرمود: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِی لا يُشْرِكُونَ بِی شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ.
مغالطه‌ی بزرگی كه در قضيه‌ی فلسطين بر ذهن برخی از دست‌اندركاران چنگ انداخته اين است كه كشوری بنام اسرائيل يك واقعيت شصت ساله است و بايد با آن كنار آمد. من نميدانم اينها چرا از واقعيتهای ديگری كه در برابر چشم آنان است درس نميگيرند؟ مگر كشورهای بالكان و قفقاز و آسيای جنوب غربی پس از هشتاد سال بی‌هويتی و تبديل به بخشهائی از شوروی سابق، بار ديگر هويت اصلی خود را باز نيافتند؟
چرا فلسطين كه پاره‌ی تن جهان اسلام است نتواند بار ديگر هويت اسلامی و عربی خود را بازيابد؟ و چرا جوانان فلسطينی كه در شمار باهوشترين و مقاومترين جوانان عربند نتوانند اراده‌ی خود را بر اين واقعيتِ ظالمانه فائق گردانند؟
مغالطه‌ی بزرگ ديگر آن است كه گفته شود تنها راه نجات ملت فلسطين، مذاكره است! مذاكره با كی؟ با رژيم غاصب و زورگو و گمراهی كه جز به زور، به هيچ اصل ديگری معتقد نيست؟ آنان كه به اين بازيچه و فريب خود را دلخوش كردند چه به دست آوردند. آنچه آنها به عنوان حكومت خودگردان از صهيونيستها گرفتند، با صرفنظر از ماهيت تحقيرآميز و اهانتبار آن، اولاً با هزينه‌ی سنگينِ اعتراف به مالكيت رژيم غاصب بر تقريباً سراسر فلسطين تمام شد، ثانياً همان حكومت نيم‌بند و دروغين را هم با بهانه‌های واهی در مواردی زير پای خود لگد كوب كردند؛ محاصره‌ی ياسر عرفات در ساختمان مديريتش در رام‌الله و انواع تحقير و تذليل او حادثه‌ای نيست كه فراموش شود.
ثالثاً: چه در زمان عرفات و چه بويژه پس از او با مسئولان حكومت خودگردان مانند رؤسای كلانتريهای خود رفتار كردند كه وظيفه‌شان تعقيب و دستگيری مجاهدان فلسطينی و محاصره‌ی اطلاعاتی و پليسی آنهاست، و بدينصورت تخم كينه را در ميانه‌ی گروههای فلسطينی پاشيدند و آنها را به جان يكديگر انداختند.
و رابعاً: همان اندازه دستاورد ضعيف هم فقط ببركت جهاد مجاهدان و مقاومت غيور مردان و زنان تسليم‌ناپذير بود. اگر انتقاضه‌ها رخ نميداد صهيونيستها با وجود تنازل پی‌درپی رؤسای سنتی فلسطين در برابر آنها، همين اندازه را هم هرگز به آنان نميدادند.
يا مذاكره با امريكا و انگليس كه بزرگترين گناه را در ايجاد و حمايت از اين غده‌ی سرطانی مرتكب شده‌اند، و خود پيش از آنكه ميانجی باشند طرف دعوايند. دولت آمريكا هيچگاه حمايت بی‌قيد و شرط خود از رژيم صهيونيست و حتی از جنايت‌های آشكار آن از قبيل ماجرای اخير غزه را متوقف نكرده است.
حتی رئيس‌جمهور جديد آمريكا هم كه با شعار تغيير در سياستهای دولت بوش بر سر كار آمده است، از تعهد بی‌قيد و شرط به امنيت اسرائيل دم ميزند، يعنی دفاع از تروريسم دولتی، دفاع از ظلم و زورگوئی، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و كودك فلسطينی در 22 روز، اين يعنی همان كژراهه‌ی دوران بوش و نه چيزی كمتر.
مذاكره با مجامع وابسته به سازمان ملل هم يك رويكرد عقيم ديگر است. سازمان ملل شايد در كمتر نمونه‌ئی همچون مسأله‌ی فلسطين، مورد آزمونِ افشاگر و رسواكننده قرار گرفته باشد.
شورای امنيت، يك روز اشغال فلسطين به وسيله‌ی گروههای تروريست جرّار را سريعاً به رسميت شناخت و نقشی اساسی را در پيدايش و تداوم اين ظلم تاريخی بازی كرد، و پس از آن چندين دهه همواره در برابر نسل‌كشی‌ها، آواره‌سازيها، جنايتهای جنگی و انواع جرائم گوناگون ديگر آن رژيم، سكوت رضايت‌آميز كرد، و حتی هنگامی ‌كه مجمع عمومی رأی به نژادپرست‌بودن صهيونيسم داد، نه تنها با آن همراهی نكرد، كه در عمل 180 درجه با آن فاصله گرفت. كشورهای زورگوی عالم كه برخوردار از عضويت دائم در شورای امنيت‌اند از اين مجمع جهانی همچون ابزار استفاده ميكنند.
نتيجه آنكه نه تنها اين شورا به كار امنيت در جهان كمكی نميكند بلكه هرجا كه قرار است مفاهيمی همچون حقوق‌بشر يا دموكراسی و امثال آن، وسيله‌‌ی زياده‌طلبی و سلطه‌ی بيشتر آنان گردد،‌به كمك ايشان می‌شتابد و بر كارهای نامشروع آنان پوششی از فريب و دروغ می‌افكند.
نجات فلسطين با دريوزگی از سازمان ملل يا از قدرتهای مسلّط و به طريق اولی از رژيم غاصب به دست نميآيد، راه نجات فقط ايستادگی و مقاومت است، با توحيد كلمه‌ی فلسطينيان و كلمه‌ی توحيد كه ذخيره‌ی بی‌پايان حركت جهادی است.
اركان اين مقاومت،‌از سوئی گروههای مجاهد فلسطينی و آحاد مردم مؤمن و مقاوم فلسطين در داخل و خارج آن كشورند؛ و از سوئی ديگر، دولتها و ملتهای مسلمان در سراسر جهان، بويژه عالمان دينی و روشنفكران و نخبگان سياسی و دانشگاهيان. اگر اين دو ركن مستحكم در جای خود قرار گيرند، بيشك وجدانهای بيدار و دلها و انديشه‌هائی كه افسون تبليغات امپراتوری خبری استكبار و صهيونيزم، آنها را مسخ نكرده،‌در هر نقطه‌ی عالَم به ياری ذيحق و مظلوم خواهند شتافت و دستگاه استكبار را در برابر طوفانی از انديشه و احساس و عمل قرار خواهند داد.
نمونه‌ی اين حقيقت را در طول روزهای اخير مقاومت پرشكوه غزه همه ديديم. گريه‌ی رئيس غربی يك سازمان خدماتی بين‌المللی در برابر دوربين رسانه‌ها، اظهارات همدردانه فعالان سازمانهای بشردوستانه، تظاهرات بزرگ و صميمی مردم در قلب پايتخت‌های اروپائی و شهرهای امريكا، اقدام شجاعانه‌ی رؤسای چنددولت در امريكای لاتين، همه و همه نشانه‌ی آن است كه دنيای غيرمسلمان نيز هنوز به دست نيروهای شرآفرين و فسادآفرين ـ كه نام قرآنی آنها شيطان است ـ به طور كامل تسخير نشده و هنوز ميدان برای جولان حقيقت،‌باز است.
آری،‌مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطين و حمايت وكمك همه‌جانبه به آنان از سراسر كشورهای اسلامی خواهد توانست طلسم شيطانی غصب فلسطين را بشكند. انرژی عظيم امت اسلامی ميتواند مشكلات جهان اسلام و از جمله، مشكل حاد و فوری فلسطين را حل كند.
اكنون خطاب من به شما برادران و خواهران مسلمان است در سراسر جهان و نيز به همه‌ی وجدانهای بيدار از هر كشور و ملت. همت كنيد و طلسم مصونيت جنايتكاران صهيونيست را بشكنيد. سران سياسی و نظامی رژيم غاصب را كه در فاجعه‌ی غزه نقش‌آفرين بودند به پای ميز محاكمه بكشانيد و به مجازاتی كه عدل و عقل حكم ميكند برسانيد. اين اولين قدمی است كه بايد برداشته شود. سران سياسی و نظامی رژيم غاصب بايد محاكمه شوند. اگر جنايتكار مجازات شود، راه جنايت برای آنان كه انگيزه و جنون آن را دارند ناهموار خواهد شد. آزاد گذاشتن عاملان جنايتهای بزرگ، خود عامل و مشوق جنايتهای ديگر است. اگر امت اسلامی پس از جنگ 33 روزه‌ی لبنان و آن‌فاجعه‌آفرينی‌های دهشتناك، مجازات صهيونيستهای فاجعه‌آفرين را بجدّ مطالبه ميكرد، اگر اين مطالبه‌ی بحق پس از به خاك و خون كشيدن كاروانهای عروسی در افغانستان و پس از جنايات بلك‌واتر در عراق و پس از رسوائيهای سربازان امريكائی در ابوغريب و غير آن صورت ميگرفت، امروز ما شاهد كربلای غزه نمی‌بوديم.
ما دولتها و ملتهای مسلمان در آن قضايا وظيفه‌ئی را كه قانون عقل و عدل بدان حكم ميكرد انجام نداديم و نتيجه آن چيزی است كه امروز شاهد آنيم.
جای تأسف عميق است كه برخی از دولتها و سياستمداران جهانی، از مقولات اخلاقی و قضاوت وجدانی بشری، سخت بيگانه‌اند. برای آنها قتل‌عامِ بيش‌از 1350نفر و زخمی كردن حدود 5500 نفر مردم بی‌‌سلاح و بسياری كودك در ظرف 22 روز در غزه، هيچ حساسيتی برنمی‌انگيزد؛ قاتلان و مجرمان نه تنها مجازات نمی‌شوند، كه پاداش هم ميگيرند. امنيت رژيم سفاك يك امر قدسی كه بايد در هر حال از آن دفاع كرد به شمار ميآيد و طرف مظلوم، چه دولتی كه با رأی قاطع مردم بر سر كار آمده و چه مردمی كه آن دولت را بر سر كار آورده‌اند،‌متهم و محكوم ميشوند. اين است حكم ديوان سياستی كه با اخلاق و وجدان و فضيلت، نسبتی ندارد و آبش با آن به يك جو نميرود. اين دولتها هنگامی كه نفرت عميق افكار عمومی را از خود مشاهده ميكنند، بی آنكه علت آشكار آن را ببينند، به سراغ باز هم سياست‌ورزی ميروند و اين چرخه‌ی معيوب همچنان ادامه می‌يابد.
برادران و خواهران عزيز در همه‌ی جهان اسلام! از تجربه‌ها درس بگيريم.
امت بزرگ ما امروز به بركت بيداری اسلامی، دارای قدرت عظيمی است. كليد حل مشكلات فراوان كشورهای اسلامی، در دست همت و يكپارچگی اين مجموعه‌ی شگرف است، و مسأله‌ی فلسطين، فوری‌ترين مسأله‌ی جهان اسلام است.
گاهی شنيده ميشود كه كسانی ميگويند: فلسطين يك مسأله‌ی عربی است. اين سخن به چه معنی است؟ اگر مقصود آن است كه عرب، احساسات خويشاوندانه‌تری دارد و مايل است خدمت و مجاهدت بيشتری تقديم كند،‌اين چيز پسنديده‌ئی است و ما به آن تبريك ميگوئيم. ولی اگر معنی اين سخن آن است كه سران برخی كشورهای عربی به ندای يا للمسلمين مردم فلسطين كمترين توجهی نكنند و در قضيه‌ی مهمی مانند فاجعه‌ی غزه با دشمن غاصب و ظالم همكاری كنند و بر سر ديگران كه ندای وظيفه، آرامشان نميگذارد فرياد بكشند كه شما چرا به غزه كمك ميكنيد، در اين صورت هيچ مسلمانی و هيچ عربی غيور و با وجدانی اين سخن را نمی‌پذيرد و گوينده‌ی آن را از سرزنش و تقبيح معاف نمی‌سازد. اين همان منطق اخزم است كه پدر خود را كتك ميزد و اگر كسی دخالت ميكرد بر سر او فرياد ميكشيد؛ پس از او هم پسرش آن پدر بزرگ را به باد مشت و كتك ميگرفت و اين در زبان عربی مَثَل شد كه: انَّ بَنيَّ رمّلونی بالدّم     شِنشِنةٌ اَعرِفُها من اَخزَم
كمك همه جانبه به مردم فلسطين و حمايت كامل از آنان واجب كفائی بر همه‌‌ی مسلمانان است. دولتهائی كه به جمهوری اسلامی ايران و برخی ديگر از كشورهای مسلمان بخاطر كمك به فلسطين خرده ميگيرند، خود متحمل اين كمك و حمايت شوند تا تكليف اسلامی از ديگران ساقط شود،‌و اگر همت و توان و شجاعت آن را ندارند، بهتر است به جای خرده‌گيری و كارشكنی، قدرشناسِ اقدامات مسئولانه و شجاعانه‌ی ديگران باشند.
حضار محترم! شما كه در اين گردهمائی حضور يافته ايد، در مسئله‌ی فلسطين صاحبنظر و انديشه‌وريد. وظيفه‌ی تاريخی امروز ما تكرار سخنان و تئوريهای ناتوانِ گذشته نيست،  بلكه ارائه‌ی راهكاری است كه فلسطين را از زير ستم رژيم صهيونيستی آزاد كند. پيشنهاد ما يك راهكار كاملاً منطبق بر مردمسالاری است كه ميتواند منطق مشترك همه‌ی افكار جهانی باشد. آن پيشنهاد اين است كه همه‌ی صاحبان حق در سرزمين فلسطين اعم از مسلمان و مسيحی و يهودی در يك همه‌پرسی، ساختار نظام خود را انتخاب كنند و همه‌ی فلسطينی هائی كه سالها مشقت‌آوارگی را تحمل كرده اند نيز در اين همه‌‌پرسی شركت كنند.
 دنيای غرب بايد بداند كه نپذيرفتن اين راه حل نشانه‌ی پايبند نبودن به دموكراسی است كه پيوسته از آن دم ميزنند و اين آزمون افشاگر ديگری بر عليه آنان خواهد شد.
آزمون قبلی آنان نيز در فلسطين بود كه نتيجه‌ی انتخابات كرانه‌ی باختری و غزه را كه روی كارآمدن  دولت حماس بود نخواستند بپذيرند. كسانی كه دموكراسی را تا جائی می پذيرند كه نتائج آن مطلوب آنان باشد، جنگ‌طلب و ماجراجويند و اگر از صلح دم ميزنند جز دروغ و فريب نيست.
اكنون مسأله‌ی بازسازی غزه يكی از فوری‌ترين مسائل فلسطين است، دولت حماس كه منتخب اكثريت قاطع فلسطينيان است و حماسه‌ی مقاومتش در ناكام گذاشتن رژيم صهيونيستی، درخشانترين نقطه در تاريخ صد ساله‌ی اخير فلسطين است، بايد مركز همه‌ی فعاليتهای مربوط به بازسازی قرار گيرد. شايسته است كه برادران مصری راه كمك‌ها را باز كنند و بگذارند كه كشورها و ملتهای مسلمان به وظيفه‌ی خود در اين مهم عمل كنند.
در پايان ياد شهيدان جنگ 22 روزه را كه با خون خود غزه‌ی فلسطين را به عزت اسلام و عرب مبدل كردند گرامی ميدارم و برای آنان طلب مغفرت و رحمت ميكنم. و نيز به همه‌ی شهيدان فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و همه‌ی شهيدان اسلام و به روح مطهّر امام راحل عظيم الشأن درود ميفرستم.
از خداوند متعال عزت اسلام و مسلمين و نزديكی هر چه بيشتر ملتهای مسلمان به يكديگر و بيداری روزافزون دنيای اسلام را مسألت ميكنم.
والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته
 

546654

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gifبرای مشاهده ی سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

546456

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gifبرای مشاهده ی سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif فيلم كامل حضور رهبر انقلاب در چهارمين كنفرانس حمايت از ملت فلسطين:
» حجم 1 : 300 كيلوبايت [لينك دانلود مستقيم] فرمت: wmv
» حجم 2 : 19 مگابايت [لينك دانلود مستقيم] فرمت : wmv

نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

سخنرانی پرشور شهید مطهری در عاشورای سال 1348

اگر حسین‌بن‌علی بود ، می‌گفت شعار امروز تو باید فلسطین باشد

گروه فرهنگي- جواد درويش: آنچه در ادامه خواهد آمد، سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری در روز عاشورای 1390 هجری قمری (27 اسفند 1348) است که در جلد دوم کتاب حماسه حسینی نیز موجود است. شهید مطهری پس از این سخنرانی افشاگرانه و پر شور توسط نیروهای ساواک دستگیر شد و مدتی را در زندان تک سلولی به سر برد.

تناسب محتوای ارزشمند این سخنان با شرایط فعلی مردم غزه و تقارن آن با روزهای عزای حسینی، قابل توجه است و می توان الگوی عملی و وظیفه مسلم دینی را در این روزها دریافت.

شور و حرارت سخنان استاد شهید همیشه آنقدر زیاد بوده است که مستمع را ناخودآگاه تا آخرین کلمه سخنرانی مجذوب خود می کرده است اما از این حیث این سخنرانی بین تمام سخنرانی های ایشان از جایگاه دیگری برخوردار است و با این ویژگی شناخته شده و زبان زد است، چنانچه وی در حین سخنرانی، چند بار ناخودآگاه اشک می ریزد و فضا را متأثر می کند:

اگر پيغمبر اسلام زنده می‏بود، امروز چه می‏كرد؟ درباره چه مسئله‏ای‏ می‏انديشيد؟ والله و بالله قسم می‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود می‏لرزد. اين يك مسئله دو دو تا چهار تاست. اگر كسی نگويد، گناه كرده است، من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام، هر خطيب و واعظی اگر نگويد، مرتكب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامی، فلسطين چه‏تاريخچه‏ای دارد؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتی از دولت های اسلامی هم نيست‏، مربوط به يك ملت است، ملتی كه او را به زور از خانه‏اش بيرون‏ كرده‏اند. تاريخچه فلسطين چيست؟

مدعی هستند كه در 3 هزار سال پيش 2 نفر از ما، "داود" و "سليمان" برای‏ مدت موقتی در آنجا سلطنت كرده‏اند. تاريخ را بخوانيد، در تمام اين‏ مدت 2، 3 هزار ساله، كی بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق‏ داشته است؟ كی بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد.

آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آنِ ملت يهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی كه مسلمين فلسطين را فتح‏ كردند، فلسطين در اختيار مسيحي ها بود، نه در اختيار يهودي ها. اتفاقاً مسيحی‏ها كه با مسلمين صلح كردند، يكی از مواردی كه در صلحنامه گنجاندند، اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد. گفتند: ما با شما زندگی‏ می‏كنيم ولی با يهود زندگی نمی‏كنيم. چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودی به‏ خود گرفت؟ يكی از قضايایی كه كارنامه قرن ما را تاريك می‏كند، (اين‏ قرنی كه به دروغ، نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانيت بر آن گذاشته‏اند) همين‏ قضيه است. يهودي های دنيا بعد از اينكه از ملت های غيرمسلمان زجر و شكنجه و آزار می‏بينند، (در روسيه، آلمان، و بسياری از نقاط دنيا)، بزرگانشان می‏نشينند، می‏گويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم، در هر جا اقليتی هستيم، سرنوشت ما همين است. ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همه‏مان آنجا جمع شويم، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند.

اول هم جايی را كه فكر نمی‏كنند، فلسطين است، جاهای ديگر را فكر می‏كنند، بعد جنگ بين الملل اول پيش می‏آيد، (البته من خلاصه‏اش را عرض می‏كنم، می‏توانيد كتابهایی را كه در اين زمينه نوشته شده است، بخوانيد .)

متفقين با عثماني ها می‏جنگند. من نمی‏خواهم از عثماني ها دفاع كنم، ولی هر چه بود، حكومت واحدی بود. اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود. اعراب‏ ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند. تحريك متفقين را پذيرفتند. از داخل، عليه حكومت عثمانی جنگيدند، به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند. انگليس‏ها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال می‏دهيم، به شرط اينكه به نفع ما با عثماني ها بجنگيد. اين بيچاره‏ها جنگيدند. در خلالی كه‏ اين بدبخت های نادان ناآگاه، داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان‏ می‏جنگيدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه‏ تشكيل شده بود، محكم كرد كه فلسطين را می‏دهيم به شما در قلب كشورهای‏ اسلامی. جامعه ملل به وجود می‏آيد (عدالت را ببينيد!) و تصويب می‏كند كه در دنيا ملت هايی هستند (مخصوصاً ملتهايی كه از عثمانی جدا شده‏اند) كه‏ چون رشد ندارند، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره‏ بكنند. يعنی در واقع می‏خواستند، ارثيه عثمانيها را تقسيم بكنند. قسمتی‏ از آن را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و... از جمله‏ جاهايی كه انگلستان گرفت، فلسطين بود. گفت من قيم و سرپرست شما هستم، رسماً شد كفيل. بعد به صهيونيستها وعده داد (وعده معروف بالفور) كه من‏ اينجا را به شما می‏سپارم.

"صهيونيستها"، يعنی يهوديانی كه دهها قرن بود كه در گوشه‏های ديگر دنيا زندگی می‏كردند و از نژادهای ديگر بودند. من خودم فكر می‏كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا می‏بينم تاريخ تشكيك می‏كند، می‏گويد اين حرف دروغ است. بسياری از يهوديها اصلاً از نسل اسرائيل‏ نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص‏ نمانده است.

يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی می‏كردند، فقط به دليل اينكه فرنگي ها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏ای‏ می‏گردند كه آنجا جمع شوند و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏ای هستند و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی‏ رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏ای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد، به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمين ها را خريدند، در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از 50 هزار نفر نيست كه الآن هم آن بيچاره‏ها در بدبختی‏ فوق العاده‏ای زندگی می‏كنند. يعنی يهوديان اروپایی و آمريكايی كه آمدند، از جمله بدبختي هايی كه به وجود آورده‏اند، اين است كه سربار يهوديان اصلی‏ هستند كه حق دارند، در آنجا زندگی كنند.

يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهودي ها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند. پشت سر يكديگر از كشورهای اروپایی مهاجرت می‏شد، آمدند و آمدند. اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را می‏شنويد: "موشه دايان"، "زلی اشكول‏"، "گلداماير"، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمده‏اند؟ مدعی‏ هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود 3 ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك‏ دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلی اشتباه كرده‏ايد، خيلی همه اشتباه‏ می‏كنيم. او می‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمی‏تواند آنجا زندگی كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود.

به قول عبدالرحمن فرامرزی: اين اسرائيلی كه من می‏شناسم، فردا ادعای‏ شيراز را هم می‏كند، می‏گويد شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند، ملك سليمان! هر چه بگويی آقا! آن تشبيه است، می‏گويد سند از اين بهتر هم می‏خواهيد؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر "روزولت" به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعای عراق‏ و سرزمين های مقدس شما را ندارند؟

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيه‏ای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده، اين قضيه است. اگر می‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم، اگر می‏خواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری كنيد، می‏گفت چه شعاری بدهيد؟ آيا می‏گفت بخوانيد: "نوجوان اكبر من" يا می‏گفت بگویيد: "زينب مضطرم الوداع، الوداع"، چيزهايی كه من (امام حسين) در عمرم هرگز به اين جور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟! اگر حسين بن‏ علی بود، می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری كنی، برای من سينه و زنجير بزنی، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر 1300 سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان می‏خورد. هی دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسئله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائيل است.

باز به‏ قول عبدالرحمن فرامرزی؛ اگر مال اينهاست و مذهبی نيست، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب برای اينها پول می‏فرستند؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهوديانی‏ كه فعلاً شناسنامه اسرائيلی دارند، 500 ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان.

شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول 2 فانتوم‏ فرستادند. 36 ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت. من آن يهودي ها را به عنوان اينكه يهودی هستند، ملامت نمی‏كنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيش خود كمك كرده‏ است، با كمال افتخار پول می‏فرستد، رسيدش هم از موشه‏دايان می‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان می‏دهد، می‏گويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين 2، 3‏ شب پيش ننوشتند (من بريده‏اش را از "اطلاعات" دارم) كه الآن فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك می‏كنند؟!

آن وقت، تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم. اصلاً من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل‏ می‏كنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه روزی علی بن ابی‏ طالب شنيد، دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است؛ "و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار"، بعد فرمود شنيده‏ام زينب يك زن مسلمان يا زنی را كه‏ در حمايت مسلمانان است، گرفته‏اند. شنيده‏ام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان‏ آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين‏ علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را می‏كنيم و نسبت به او حساسيت های‏ بی معنی و دروغين نشان می‏دهيم فرمود: «فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديراً»(1). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد، سزاوار است و مورد ملامت نيست.

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمی‏كنند؟ كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني های آواره، حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم. يك جوانهایی، فقط می‏گفتند: دماء الشهداء، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادی‏ در ميان آنها هستند كه والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏جنگند. اگر 700 ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزی يك ريال بدهد، در سال‏ نزديك به 300 ميليارد دلار می‏شود. اگر فقط مردم ايران كه 25‏ ميليون نفر هستيم و 98 درصد ما مسلمان است، هر فرد، روزی يك‏ ريال به فلسطيني ها كمك كند، در سال حدود 90 ميليون تومان می‏شود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند، در سال 9 ميليون‏ تومان می‏شود. «فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (2) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم»(3).

به وسيله مال كه می‏توانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سؤالی كه بعد از مردن‏ از ما می‏كنند، همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: «من سمع مسلماً ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم» (4) هر كس بشنود، صدای مسلمانی را كه فرياد می‏كند ياللمسلمين، مسلمانان به‏ فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمی‏دانم. چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم؟ چه‏ مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملت های ديگر آنها را تحسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند، ولی ما نكنيم؟ مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا می‏داند، جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود. اين كمك مالی را وظيفه‏ شما می‏دانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی می‏دانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظی من واجب می‏دانم كه چنين حرفی را بزند. مراجع تقليد بزرگی مثل آيت الله حكيم و ديگران، رسماً فتوی داده‏اند كه كسی كه در آنجا كشته می‏شود، اگر نماز هم نخواند، شهيد در راه خداست. پس بيایيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتاب های خودمان ارزش بدهيم، به پول های خودمان ارزش‏ بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولت های‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‏انديشند، اين است كه معتقدند، مسلمان غيرت ندارد. امريكا را فقط همين يكی جری كرده است. می‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد.

می‏گويد يهودی كه‏ برای پول می‏ميرد، جز پول چيزی نمی‏شناسد، خدايش پول است، زندگيش پول‏ است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسی كه می‏رسد، روزی‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك می‏كند ولی 700 ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمی‏كنند!

روز عاشورا است. روز معراج حسين بن علی عليه السلام است. روزی است‏ كه ما بايد از روح حسين، از غيرت حسين، از مقاومت حسين، از شجاعت و نمی‏توانم درباره اخلاص حسينی كوچكترين سخنی بگويم، كوچكتر از اين هستم، ولی می‏توانم بگويم چيزی كه در روز عاشورا بيش از هر چيز ديگر جلوه‏گر و نمايان است، طمأنينه حسين، اطمينان حسين، آرامش و استقامت حسين‏ است. اين سخنی نيست كه من می‏گويم، سخنی است كه از همان روزها درك‏ كردند. يك كسی كه آنجا حاضر بوده است، جمله‏ای دارد. تعبير او مطابق‏ عصر و زمان و فهم خودش خيلی عالی است. می‏گويد: و الله ما رايت‏ مكثوراً قط قد قتل ولده و اهل بيته و اصحاب اربط جاشا منه(5). اين‏ مرد، در واقع يك خبرنگار بوده و قضايا را نقل كرده است. می‏گويد به‏ خدا قسم من سراغ ندارم مرد دلشكسته‏ای، مرد تحت فشار قرار گرفته‏ای را كه‏ فرزندانش (اهل بيتش) جلوی چشمش قلم قلم باشند، اصحابش را ببيند، در حالی كه سرهاشان از بدنهايشان جدا شده است، و اين مقدار قوت قلب‏ داشته باشد.

اين جريان خيلی عجيب است، شوخی نيست، جريانی كه هميشه اعجاب مرا بر می‏انگيزد، اين است: اباعبدالله در روز عاشورا چنان قدم بر می‏دارد كه‏ كأنّه آينده روشن يعنی آثار نورانی نهضت خودش را به چشم می‏بيند. او شك‏ نداشت كه با همين شهيد شدن، پيروز شد. شك نكرد كه روز عاشورا پايان اين‏ است كه بايد هر چه دارد در راه خدا بدهد، يعنی پايان كشت است و از روز عاشورا آغاز بهره برداری از اين نهضت است. همانگونه كه همينطور هم‏ باشد.

پاورقی:

1- نهج البلاغه، خطبه. 27
2- سوره نساء، آيه. 95
3- سوره توبه، آيه. 20
4- اصول كافی‏ج 2 ص. 164 (به جای مسلما، رجلا آمده).
5- لهوف ص. 50

نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

متن کامل سخنرانی :

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله در سخنانی که امروز به مناسبت آغاز ماه محرم ایراد کرد گفت: «لبنان باید آماده تجاوز احتمالی اسراییل به خاکش باشد». وی همچنین از دولت مصر خواست تا بلافاصله گذرگاه رفح را بر روی مردم غزه باز کند.

 

 

به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

در ابتدا شروع ماه محرم را تسلیت می‌گویم. این بسیار تاسف‌آور است که سال جدید هجری قمری و سال جدید میلادی را با فاجعه‌ای آغاز می‌کنیم که با شهادت بسیاری از فرزندان ما همزمان شده است.

ما اکنون در برابر مفهوم جدیدی از کربلا و صحنه بزرگی از صحنه‌های کربلا قرار داریم. آنچه که امروز جریان دارد، به ما کمک می‌کند که آنچه در تاریخ رخ داده را بهتر درک کنیم. حقیقت کربلا این بود که گروهی به کرامت و عزت و شرف و حقوق امت خود پایبند بوده و با تسلیم و خفت در برابر طاغوت مخالفت کرده و مقاومت نمودند و هنگامی که بین دو گزینه تسلیم خفت‌بار و مواجهه نامتوازن و شهادت قرار گرفتند، آنها راه دوم، راه مقاومت و شهادت را انتخاب کردند.

این گروه مقاوم و مومن که در گرسنگی و تشنگی نگاه داشته شده و سپس شهید شدند، آیا همان اتفاقی نیست که در کربلا رخ داد؟ امام حسین (ع) مدرسه شهادت را در امتداد تاریخ پایه‌ریزی کرد و گفت «هیهات منا الذله».

چرا هیهات منا الذله؟ آیا این یک موضوع شخصی بوده یا انسانی و التزام به عقاید و انسان و خدا؟

امام حسین می‌گوید: «خدا و رسول او و مومنان برای ما این را خواسته‌اند و امکان ندارد ما تن به حکم و حکومت ظالمان بدهیم».

هنگامی که انسان شهادت را بر فرمانبرداری از پست فطرتان انتخاب می‌کند، از کرامت خود چشم‌پوشی نکرده بلکه بر اساس فطرت و التزام و دین خود عمل کرده است و این همان اتفاقی است که در کربلا و جنگ تابستان 2006 افتاد. مقاومت و همراهان و یاران آن در برابر تسلیم خفت‌بار و گردن نهادن به شروط اسراییل و آمریکا و جنگ قرار گرفتند و شما مسیر و راه کرامت را انتخاب کردید و در نتیجه به پیروزی تاریخی دست یافتید. شما با منطق کربلایی و حسینی با ذلت مخالفت کرده و بر مقاومت پافشاری کردید، هر چند که هزاران نفر از شما شهید شده و هزاران خانه ویران شد و هیچ کمکی به شما نرسید و همراهی غریبی با متجاوز صورت می‌گرفت.

آنچه امروز در غزه جریان دارد، نسخه فلسطینی برابر اصل آن چیزی است که در لبنان رخ داد.

ما در لبنان می‌توانیم به خوبی درک کنیم که در غزه چه می‌گذرد، چرا که دقیقا چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتیم. اکنون گزینه‌ها، همان گزینه‌ها هستند و به همان شکل با متجاوز همراهی می‌شود و انشاءالله نتیجه هم همان خواهد شد. اکنون می‌بینیم که مردم در غزه با گرسنگی و تشنگی و آهن و موشک محاصره شده‌اند ولی هنوز مقاومت کرده و ابراز ضعف نمی‌کنند و اسماعیل هنیه از زیر آتش بلند شده و می‌گوید اگر غزه را به طور کامل از بین ببرید ما تسلیم نشده و از حقوق خود محافظت می‌کنیم.

این همان کربلای واقعی است. هنگامی که انسان با ذلت مخالفت کرده و آتش و تاریکی و مرگ را تحمل می‌کند.

اجازه دهید به چند نکته به صراحت اشاره کنم چرا که در جنگ تابستان 2006 صراحت کم‌تری به کار بردم. ما امروز نیاز به سخنان حق و واضح و روشنی داریم تا تمامی امت متوجه مسئولیت خود در برابر آنچه می‌گذرد باشند.

برادران و خواهران؛

آنچه در غزه می‌گذرد به شکل روشنی شبیه رخدادهای لبنان است. طرحی آمریکایی و اسراییلی در منطقه وجود دارد که قصد دارد حل و فصلی ذلت‌بار با شروط خود را بر اعراب تحمیل کنند. پس از خروج مصر و اردن و صلح آنها با اسراییل، مردم فلسطین و لبنان و سوریه باقی ماندند. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها قصد دارند مشکلات خود با اعراب را حل و فصل کنند ولی بر اساس شروط خود و بدین ترتیب سوریه و لبنان و فلسطینیان باید این شروط را بپذیرند. از دید آمریکا و صهیونیست‌ها ما گزینه دیگری نداریم و این گزینه‌ها با زور بر ما تحمیل می‌شوند و در این راه از جنگ و فتنه‌های داخلی و نبرد رسانه‌ای و روانی و ترورها استفاده می‌شود.

آنها می‌خواهند هر کسی که تاکنون فرمانبرداری نکرده، تسلیم شده و این شروط آمریکایی ـ اسراییلی را بپذیرد. برخی از کشورهای عربی نیز با این طرح همراه هستند. برخی از سکوت اعراب سخن می‌گویند که این موضوع صحیح نیست، بلکه مشارکتی عربی وجود دارد. بعضی از دولت‌های عربی به خصوص آنها که با اسراییل صلح کردند به شکل روشن با این طرح همراهی می‌کنند. آنها از راه‌های امنیتی، نظامی و رسانه‌ای سعی دارند دیگران را به تسلیم وادارند.

بنابر این باید بسیار واضح و روشن بگویم که ما در برابر همراهی و مشارکت برخی اعراب در آنچه که می‌گذرد، هستیم.

جنگ تابستان 2006 علیه لبنان با همراهی برخی اعراب و در برخی زمان‌ها با درخواست اعراب رخ داد. برخی از کشورهای عربی از اسراییل می‌خواستند که حزب‌الله را از بین برده و سر آن را قطع کنند و این همان چیزی است که اکنون در غزه اتفاق می‌افتد. برخی کشورهای عربی از اسراییل می‌خواهند که حماس و جهاد اسلامی را از بین برده و سر مجاهدان و مقاومان را قطع کند.

امروز از برخی مسئولان اسراییلی می‌شنویم که حمایت‌های عربی از حمله به غزه از حجم حمایت‌های به عمل آمده از اسراییل در جنگ با لبنان بسیار بیشتر است.

من به شما می‌گویم که حتی دو دستگی میان فلسطینیان تنها به خاطر برخی دولت‌های عربی بود که از هر تلاشی برای برانگیختن فتنه فروگذار نکردند کما اینکه چنین کاری را در لبنان نیز انجام دادند.

دولت قبلی لبنان اگر حمایت کشورهای عربی وجود نداشت، هرگز دست به تصویب طرح‌های ذلت‌بار و اشتباه نمی‌زد ولی این اپوزیسیون بود که در ماه می گذشته در برابر این امر ایستادگی کرد.

آنها به آنچه انجام می‌دهند ایمان دارند. وقتی که دو دستگی و جنگ داخلی در لبنان و فلسطین رخ می‌دهد، آنگاه این دولت‌های عربی دستشان باز می‌شود که بگویند ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم و بدین ترتیب شانه از مسئولیت خود خالی می‌کنند.

متاسفانه در سطح رسانه‌ای و سیاسی نیز هیچکس نه در سال 2006 نه اکنون از کشورهای عربی نمی‌خواهد که جبهه‌های خود را باز کرده و از مردم لبنان و فلسطین دفاع کند. اکنون نیز مسئولیت‌ها متوجه قربانی می‌شود.

دیروز از یک مسئول مصری شنیدیم که مسئولیت متوجه حماس است. سپس گفت ما قبلا هشدار داده بودیم و آن کسی که به هشدارها گوش نداده بود اکنون باید متوجه مسئولیت خود باشد.

آیا چنین سخنانی از طرف یک مسئول عربی قابل قبول است؟ این مسئول در زمان محاصره غزه گفته بود اگر کسی از فلسطینیان وارد مصر شود، پای او را خواهیم شکست.

هنگامی که این سخنان را می‌شنوم، شخصا یاد سخن امام حسین می‌افتم که گفته بود مرگ را بر زندگی با خیانت‌کاران ترجیح می‌دهم.

اکنون سیصد نفر فلسطینی ظرف چند دقیقه شهید شدند تا این مسئول عربی آنها را گناهکار بداند؟!

امروز همان سخنانی را می‌شنویم که در زمان جنگ تابستان 2006 شنیدیم به گونه‌ای که مقاومت در غزه را مسئول این جنگ وحشیانه می‌خوانند.

حتی در زمینه رسانه‌ای برخی از شبکه‌های عربی به گونه خبررسانی می‌کنند که گویی کسانی که در غزه می‌میرند در تصادفی رانندگی کشته شده‌اند و سپس به برنامه‌های عادی روزمره خود می‌پردازند. این شبکه‌ها هنوز سعی دارند قربانیان در غزه را کشته بخوانند و به آنها لقب شهید ندهند.

ساکنان غزه گزینه خود را انتخاب کرده و به راه شهادت و مقاومت و سربلندی ادامه می‌دهند. هیچ چیز مانع آنها نمی‌شود کما اینکه هیچکس و هیچ چیز نتوانست مانع شما ملت لبنان بشود.

مسئولیت امت اسلام در این روز چیست؟ ما به عنوان امت اسلام در برابر هدفی اصلی هستیم. هدف اصلی باید فعالیت برای توقف حملات اسراییل به غزه و دستیابی به اهدافش باشد. بدین گونه است که پیروزی در غزه علیرغم فداکاری‌ها و شهادت‌ها حاصل می‌شود و این مسئولیت تنها مردم فلسطین نیست، بلکه ملت‌ها و دولت‌های عربی مسئول هستند.

دولت‌های عربی که بدون تحرک هستند باید از طرف ملت‌های آنها وادار به تحرک شوند. ملت‌های عربی هیچ بهانه‌ای ندارند و نمی‌توانند بگویند که ما در برابر دولت‌های سرکوبگر هستیم. ما باید به خیابان‌ها ریخته و حتی اگر به طرف ما گلوله شلیک کردند اعتراض کنیم. هر کسی که در این راه جان خود را از دست بدهد شهید راه انسانیت، اسلام و قدس است.

در جنگ تابستان 2006 من چنین چیزی را از ملت‌های عربی نخواستم ولی امروز می‌گویم که این واجب همه ما است که هزاران یا صدها هزار نفر از ما به خیابان‌ها ریخته و دولت‌های خود را مجبور به اتخاذ تصمیم کنیم.

در این روزها آمریکا و اسراییل در بحران‌های مالی و اقتصادی خفقان‌آوری اسیر هستند و ما در جهان عرب نفت و قدرت داریم و دولت‌های عربی با کم‌ترین تلاش می‌توانند جلوی تجاوز به غزه را بگیرند.

دوم اینکه ملت‌های عربی و اسلامی باید از دولت مصر بخواهند. هیچکس از مصر نمی‌خواهد که وارد جنگ شود، بلکه تنها از مصر می‌خواهیم که گذرگاه‌ها را باز کرده و اجازه عبور غذا و مواد پزشکی را بدهد.

ما در جنگ تابستان 2006 از هیچ کشور عربی نخواستیم که مرزها را باز کند، بلکه با سوریه همکاری نزدیک و برادرانه‌ای داشتیم.

مصر اکنون باید گذرگاه‌ها را بر روی زنده‌ها باز کند. مصر هلال احمر نیست که بخواهد موضعگیری پزشکی داشته باشد. دولت مصر باید این قضیه را حل و فصل کند و از جنگ برای اعمال فشار بر مردم غزه و حماس و جهاد اسلامی استفاده نکند. مصر باید از نظر سیاسی به مردم غزه کمک کند تا تجاوز علیه این مردم خاتمه یابد چرا که این مسئولیت واقعی مصر است.

ملت‌های ما در جهان اسلام و عرب باید از دولت مصر بخواهند که این گذرگاه‌ها را باز کند. تا اکنون ما با ادب سخن گفته و خواستار کمک بودیم، ولی با توجه به آنچه رخ داد ما به مسئولان مصری می‌گوییم که اگر گذرگاه‌ها را باز نکنید شریک اسراییل در محاصره، جنگ و جنایاتی هستید که در غزه در حال رخ دادن است.

مسئولان مصری باید این سخنان را از تمامی ملت‌های عربی و اسلامی بشنوند و بدانند که اگر از هم‌اکنون دست به موضعگیری انسانی نزند از طرف تاریخ، ملت‌ها، شهدا و پیامبران سرزنش خواهند شد.

من از ملت مسلمان و عربی و کریم و مقاوم و شجاع مصر می‌خواهم که به خیابان‌ها بریزند. آیا پلیس مصر می‌تواند میلیون‌ها مصری را از بین ببرد؟ ملت مصر باید در برابر دولتی که گذرگاه رفح را بسته است مقاومت کند.

دولت مصر باید گذرگاه را باز کند و من از موقعیت مقاومتی سخن می‌گویم که شهید داده و به پیروزی دست یافته است.

آنچه که ما در مورد نیروهای مسلح مصری می‌شنویم این است که آنها به ریشه‌های عربی خود پایبند هستند. من خواستار کودتا در مصر نیستم و در چنین موقعیتی نیز نیستم، ولی ژنرال‌ها و افسران مصری باید نزد مسئولان سیاسی رفته و بگویند که ما نمی‌توانیم ذبح برادران خود در غزه را تحمل کنیم و ساکت بمانیم.

نیروهای مسلح، مردم، شیوخ، الازهر و همه در مصر باید برپا خاسته و خواستار موضعگیری دولت مصر شوند. اگر این گذرگاه باز شده و پول و غذا و مواد پزشکی و حتی سلاح وارد غزه شود، پیروزی رخ داده در لبنان علیه اسراییل بار دیگر در غزه تکرار می‌شود.

اگر غزه برای روزها یا چند هفته مقاومت کند، تجاوز متوقف خواهد شد. این دشمن نمی‌تواند به جنگ‌های طولانی تن دهد.

حتما برخی خواهند گفت که بهترین راه برای خاتمه فاجعه، پیشروی به سمت صلح فراگیر است. من به آنها می‌گویم که این شما هستید که از زمان مادرید و پس از آن خواستار صلح فراگیر با اسراییل بودید ولی در این مدت چه به دست آوردید؟ رهبران فلسطینی راه دوری را رفتند و در کمپ‌‌دیوید و با شخص باراک مذاکره کردند ولی با این حال فلسطینیان حداقل حقوق خود را نیز نتوانستند به دست آورند. چه صلح فراگیری در کار است؟ اسراییل همواره قصد دارد شروط ذلت‌بار خود را تحمیل کند و نه قدس را پس داده و نه حق بازگشت آوارگان فلسطینی را برسمیت بشناسد. این چه مزخرفاتی است. در حالی که فلسطینیان در غزه ذبح می‌شوند شما می‌خواهید از صلح سخن بگویید؟ آیا اسراییل حداقلی از حقوق مشروع ملت‌ها را به آنها می‌دهد؟

برخی از مزخرفات در داخل لبنان بدین شکل است که می‌گوید بیایید صلح می‌کنیم و سپس جامعه بین‌المللی از ما حمایت خواهد کرد.

اسراییل تاکنون به هیچ قطعنامه‌ای پایبند نبوده است. حکمرانان ما مدت‌هاست درگیر برگزاری جلسه فوق‌العاده هستند و به خاطر بسیاری ملاحظات از آن ناتوانند.

هر فرد عربی و ملی‌گرا اکنون باید بداند که آن چیزی که از ما دفاع کرده و حقوق ما را به ما بر می‌گرداند چیزی جز مقاومت و پایمردی و شهادت نیست و باقی گزینه‌ها تنها سراب است.

آیا ما به عنوان اعراب و مسلمانان باید صد جنایت قانا و غزه دیگر را پشت سر بگذاریم تا به اطمینان برسیم؟ من واقعا متاسفم. این دشمنی که شما خواستار صلح با آن هستید هر سال دلیل جدیدی بر وحشیگری و نژادپرستی و حمام خود در خون بیگناهان نشان می‌دهد. هر اندازه شما بیشتر آن را به صلح فرا بخوانید، بیشتر خون شما را خواهد ریخت.

ما در برابر دشمنی قرار داریم که ماهیت و طبیعت و ذات آن بر اساس جنایت و نژادپرستی است. آیا برای باور این سخنان نیاز به خون و جنایات بیشتری داریم؟

با این حال مقاومت در لبنان و فلسطین به این باور رسیده است. من مقاومت در غزه را به نام برادران خود در لبنان به ادامه پایداری فرا می‌خوانم و می‌دانیم که آنها از مومنان به خدا و راه پیروزی هستند و خدا نیز شما را یاری خواهد کرد. تمامی امت اسلام مسئول است که در کنار شما و با شما ایستادگی کند.

در مورد لبنان نیز باید سخنانی بگویم. از زمان شروع حمله ددمنشانه به غزه، اولمرت و باراک و لیونی، لبنان را تهدید کردند و دست به اقداماتی در مرز با لبنان زدند.

امروز نیز از ساکنان شهرک‌های شمال سرزمین‌های اشغالی خواستند تا پناهگاه‌های خود را آماده کنند.

اکنون دو احتمال وجود دارد. ما باید به مسئولیت‌های خود عمل کنیم و من قصد ندارم کسی را بترسانم.

احتمال اول این است که تمام سخنان و اقدامات اسراییل در مرز با لبنان از ترس اقداماتی از طرف لبنان باشد.

احتمال دومی نیز وجود دارد که نباید از نظر دور داشت و آن بدین گونه است که در شرایطی که اعراب ضعیف بوده و با اسراییل همراه می‌کنند و جهان نیز درگیر مشکلات مالی بوده و دولت آمریکا نیز در حال انتقال میان جورج بوش و باراک اوباما است و بدین ترتیب احتمال دارد که دشمن اسراییل دست به تجاوزی علیه لبنان زده تا از این فرصت استفاده کند. آنها به این امر در انتخابات و بهبود چهره خود نیاز دارند. این سخن نیز صحیح نیست که اسراییل در دو جبهه وارد جنگ نمی‌شود چرا که خلاف آن قبلا ثابت شده است.

بدین ترتیب دولت و مقاومت و ملت لبنان باید آماده هر حادثه‌ای باشند. حتی جریان کشف موشک‌های کاتیوشا در جنوب قبل از شروع جنگ در غزه نیز جالب توجه است. هنگامی که این موشک‌ها کشف شدند برخی از شخصیت‌‌های سیاسی گفتند که این امر هدفمند بوده و به شکل تلویحی سعی داشتند مقاومت را متهم کنند و نظریه‌هایی را ایراد کردند.

با این حال برخی تلاش کردند تا حزب‌الله را مسئول این امر معرفی کنند. من به همه آنها می‌گویم که ما در حزب‌الله شجاعت پذیرش مسئولیت هر کاری که می‌کنیم را داریم و هرگز مخفی نمی‌شویم تا دیگران به ما تهمت بزنند.

آنچه رخ داد از زاویه دیگری مشکوک است. آیا اسراییل یا مزدوران نمی‌تواند وارد جنوب لبنان شده و چنین موشک‌هایی را کار بگذارد؟ هدف از چنین کاری ابراز تضامن و همبستگی با مردم فلسطین نیست بلکه ایجاد بهانه‌ای برای حمله اسراییل به لبنان خواهد بود.

من اکنون قصد ندارم وارد جزئیات این موضوع شوم ولی می‌خواهم از لبنان که دو بار اسراییل را شکست داده دعوت کنم که محتاط باشد.

من از برادران مقاومت به خصوص در جنوب خواستم تا آماده باشند چرا که ما در برابر دشمنی متجاوز قرار داریم که حجم طرح‌های آن را نمی‌دانیم و البته هرگز هم نهراسیده‌ایم. ما به گزینه‌های خود ایمان داریم و آماده مواجهه و مقابله با هرگونه تجاوز به کشور و خاکمان را داریم، زیرا ما از فرزندان هیهات منا الذله هستیم.

برادران و خواهران،

همه ما در لبنان و در جهان عرب و اسلام در این روزهای تاریخی که مصادف با روزهای عاشورا و محرم شده باید مسئولیت‌های خود در قبال شرایط غزه را تحمل کنیم. آنچه در غزه جریان دارد تنها متوجه مردم غزه نبوده بلکه پیامدهای آن همه ما را در بر خواهد گرفت. نباید به تحصن و چند تظاهرات اکتفا کنیم.

فردا که از طرف امام خامنه‌ای به عنوان روز عزای عمومی اعلام شده، ما نیز با خانواده خود در غزه و شهدای بیگناه اعلام همبستگی می‌کنیم.

من از همه دعوت می‌کنم تا فردا ساعت 15 در حومه جنوبی بیروت جمع شده تا با مردم غزه اعلام همبستگی کنیم. می‌دانم که از فردا بسیاری قصد دارند مراسم عزاداری حسینی را شروع کنند. من از همه می‌خواهم این مراسم را متوقف کرده و فردا همه برای همبستگی با مردم فلسطین در تجمع بزرگ مردمی حاضر شوند. ما باید صدای خود را فردا به تمامی جهان برسانیم و بگوییم که ما هنوز اینجا حاضر هستیم و نه خون و نه جنگ و نه تروریسم نمی‌تواند ما را شکست دهد.

من معمولا روز عاشورا دعوت به تظاهرات و تجمع می‌کردم ولی فردا عاشور است و کل یوم عاشورا و شما پاسخ خود را فردا خواهید گرفت.

آقا و مولای من یا اباعبدالله ... این سخن توست ... این خون توست و این ندای توست که اینک بار دیگر طنین‌افکن شده و ما را به سمت پیروزی می‌خواند.

السلام علیه یا اباعبدالله

نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

ديدار هزاران نفر از قشرهاى مختلف مردم به مناسبت عيد سعيد غدير خم‏

ديدار هزاران نفر از قشرهاى مختلف مردم به مناسبت عيد سعيد غدير خم‏

27/9/1387

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار هزاران نفر از قشرهاى مختلف مردم به مناسبت عيد سعيد غدير خم‏ 1387/9/27
 
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

اولاً عيد سعيد غدير را كه بخش عمده‏اى از شناسنامه‏ى شيعه‏ى ائمه (عليهم‏السّلام) محسوب ميشود و مرد و زن شيعى در طول ساليان طولانى و قرنهاى متمادى با ياد اين روز و اين حادثه هويت خود را احساس كرده‏اند، به شما حضار عزيز و همه‏ى مردم مؤمن كشورمان و به دنياى اسلام تبريك عرض ميكنيم. و به شما برادران و خواهران گرامى؛ بخصوص برادران و خواهرانى كه از راه‏هاى دور و شهرهاى گوناگون تشريف آورديد و همچنين به خانواده‏ى معظم شهيدان خوشامد عرض ميكنيم.

مسئله‏ى غدير جزو مسائلى است كه در پيرامون آن فكر كردن، امروز به جامعه‏ى اسلامى و بخصوص به مردم و كشور ما خيلى كمك ميكند براى اينكه راه درستِ حركت را گم نكنند. دو سه نكته را در پيرامون مسئله‏ى غدير عرض ميكنيم.

يك نكته خود واقعه‏ى غدير است. دنياى اسلام در زمان پيامبر اكرم كه بالنسبه وسعتى پيدا كرده بود، شاهد يك امر بسيار مهمى بودند و آن اعلام جانشينى اميرالمؤمنين بود. قضيه‏ى حادثه‏ى غدير را فقط شيعه نقل نكردند، محدثين اهل سنت و بزرگان اهل سنت هم بسيارى اين حادثه را نقل كردند، ولى فهم آنها از مسئله گاهى متفاوت است؛ اما اصل اين حادثه در بين مسلمين جزو مسلّمات محسوب ميشود. اين حادثه كه تعيين جانشين براى پيغمبر در ماه‏هاى آخر زندگى ايشان - تقريباً هفتاد روز به پايان زندگى پيغمبر - بود، رخ داده است و در حقيقتِ خود نشان‏دهنده‏ى اهميت مسئله‏ى حكومت و سياست و ولايت امر امت اسلامى از نظر اسلام است. اينكه امام بزرگوار ما و پيش از ايشان بسيارى از بزرگان فقها بر روى مسئله‏ى وحدت دين و سياست و اهميت مسئله‏ى حكومت در دين تكيه ميكردند، ريشه‏اش در تعاليم اسلام و از جمله در درس بزرگ غدير است. اين اهميت موضوع را ميرساند. همه‏ى مردمانى كه از واقعه‏ى غدير خم اين معنا را ميفهمند - يعنى ما شيعيان و حتى بسيارى از غير شيعه كه همين معنا را احساس كردند يا درك كردند از قضيه‏ى غدير - بايستى در همه‏ى دورانهاى تاريخ اسلام توجه كنند به اينكه مسئله‏ى حكومت يك مسئله‏ى اساسى و مهم و درجه‏ى اول در اسلام است؛ نميشود نسبت به مسئله‏ى حكومت و حاكميت بى‏اعتناء و بى‏تفاوت بود. نقش حكومتها هم در هدايت مردم يا در گمراه كردن مردم امرى است كه تجربه‏ى بشر به آن حكم ميكند. اينكه در نظام جمهورى اسلامى - چه در قانون اساسى، چه در بقيه‏ى معارف جمهورى اسلامى - اين همه بر روى مسئله‏ى مديريت كشور اسلامى تكيه ميشود، به خاطر همين ريشه‏ى بسيار عميق و عريقى است كه در اسلام نسبت به اين قضيه هست. اين يك نكته است كه نبايد از نظر دور باشد.

نكته‏ى ديگر در كنار اين مسئله اين است كه در واقعه‏ى غدير، پيغمبر اسلام اميرالمؤمنين؛ على‏بن‏ابى‏طالب (عليه الصّلاة و السّلام) را معرفى كردند. خصوصياتى كه در آن دوران و در دورانهاى بعد، زندگى به آن شناخته شد، چه بود؟ اينها براى ما معيار است. اميرالمؤمنين اولين خصوصيتش دلبستگى و پايبندى به رضاى الهى و حركت در مسير صراط مستقيم بود؛ هر مقدارى كه دشوارى داشته باشد، هرچه مجاهدت بخواهد، هرچه گذشت، بخواهد. اين مهمترين خصوصيت اميرالمؤمنين است.
 اميرالمؤمنين كسى است كه براى خدا و در راه خدا از دوران كودكى تا لحظه‏ى شهادت يك لحظه و در يك قضيه پا عقب نكشيد و دچار ترديد نشد و همه‏ى وجود خود را در راه خدا به ميدان آورد. آنوقتى كه بايد تبليغ ميكرد، تبليغ كرد؛ آنوقتى كه بايد شمشير ميزد، در ركاب پيغمبر شمشير زد و از مرگ نترسيد؛ آنوقتى كه لازم بود صبر كند، صبر كرد؛ آنوقتى كه لازم بود زمام سياست را به دست بگيرد، سياست را به دست گرفت و وارد ميدان سياست شد. و در همه‏ى اين دورانهاى گوناگون، آنچه لازمه‏ى فداكارى از آن بزرگوار بود، بروز و ظهور پيدا كرد. پيغمبر اكرم يك چنين كسى را در رأس جامعه‏ى اسلامى قرار ميدهد. اين شد درس؛ اين يك درس براى امت اسلامى است. فقط يك حافظه‏ى تاريخى و خاطره‏ى مربوط به قرنهاى گذشته نيست. اين نشان ميدهد كه براى اداره‏ى جامعه‏ى اسلامى و جوامع اسلامى و امت اسلامى، معيارها اينهاست: خداپرستى، در راه رضاى خدا مجاهدت كردن، جان و مال را به عرصه آوردن، از هيچ سختى و مشكلى روگردان نبودن، و از دنيا اعراض كردن. اين قله، اميرالمؤمنين است؛ شاخص، وجود اميرالمؤمنين است. اين درس بزرگ غدير است.

نگاه كنيم به دنياى اسلام و حكومتهاى اسلامى و به سطح عالم و مديريتهاى سياسى در دنيا و ببينيد فاصله چقدر است بين آنچه كه اسلام به بشريت ارائه كرد و آنچه امروز در واقعيتها وجود دارد. ضربه‏اى كه بشريت ميخورد، بخش عمده‏اى از اين ناحيه است. اسلام براى سعادت بشريت مديريتى از نوع مديريت اميرالمؤمنين را لازم ميداند، كه البته اميرالمؤمنين در اين قسمت شاگرد و پيرو پيغمبر است. خود اميرالمؤمنين وقتى درباره‏ى زهد او سخن گفته شد، گفت زهد من كجا و زهد پيغمبر! در مجاهدت، در صبر و در همه‏ى اين مراتب، اميرالمؤمنين شاگرد برجسته و ارشد پيامبر خداست. و اين چنين كسى است كه شايسته است. همه‏ى ما بايد اين را به عنوان الگو در نظر بگيريم؛ نه فقط براى كشور خودمان، براى دنياى اسلام؛ داعيه اين است، توقع اين است.

يك چنين انسان والا و بزرگ و بى‏اعتناى به دنيا، به زر و زيورها، آماده‏ى براى جانفشانى در راه حق و حقيقت است كه ميتواند جوامع بزرگ انسانى را نجات بدهد. تسليم خواهشهاى نفسانى نشود، مصلحتهاى حقير شخصى، او را مغلوب حوادث بزرگ زندگى نكند. اينكه ما بارها عرض ميكنيم پيام اسلام و پيام جمهورى اسلامى براى دنيا، پيام نوئى است، يعنى اين؛ اين يك نمونه‏ى برجسته‏ى آن است.

امروز شما نگاه كنيد به سطح زندگى بشريت در دنيا؛ رؤساى كشورها، مديران امور سياست ملتها را نگاه كنيد؛ كدامشان حاضرند از منافع شخصى خودشان صرف‏نظر كنند و بگذرند؛ آنجائى كه اين منفعت برايشان دم دست است و ميتوانند از آن بهره بگيرند؟ كدامشان حاضرند جان خودشان را در راه مصلحت ملتشان و كشورشان قربانى كنند و فدا كنند؟ كدامشان حاضرند پا روى رودربايستى‏ها و ملاحظه‏كارى‏ها بگذارند؟ امروز فقر بزرگ بشريت از جمله، فقرِ همين گونه مردان است كه اسلام نمونه‏ى عالى آن را به بشريت نشان داده است. البته پيداست رسيدن به آن قله، كار افراد عادى بشر نيست؛ كسى نميتواند مثل اميرالمؤمنين زندگى و مشى كند؛ اين يك  آرزوى نشدنى است. اما قله، جهت را به ما نشان ميدهد. به سمت آن قله بايد حركت كرد، به او بايد شبيه و نزديك شد. اين، آن نقيصه‏ى بزرگ و كمبود بزرگ بشريت است. اين نكته‏اى است كه در ماجراى غدير وجود دارد. اين هم يك مسئله است، كه بايد به اين توجه كرد؛ پيام غدير به دنيا، پيام الگوى حكومت اسلامى است.

انسانى كه در راه خدا با دشمن، با موارد غرض‏ورزى، آنچنان سخت و قاطع برخورد ميكند؛ اما در مقابل انسانهاى مظلوم، انسانهاى ضعيف، آنچنان خاكسار است، آنچنان بردبار است كه كسى باور نميكند اين اميرالمؤمنين است. اوائلى كه اميرالمؤمنين وارد كوفه شده بودند و مردم آن حضرت را نميشناختند، رفتار آن حضرت، لباس آن حضرت، مشى آن حضرت، جورى بود كه هيچ كس تو كوچه و بازار كه حضرت راه ميرفت، نميفهميد كه اميرالمؤمنينِ به آن عظمت، همين شخصى است كه دارد به طور معمولى و عادى راه ميرود. در مقابل مردم ضعيف، مردم معمولى، اين چنين متواضع و بردبار و خاكسار است؛ همان كسى كه در مقابل دشمنان غدر، دشمنان گردن‏كلفت، آن چنان قاطع مثل كوه مى‏ايستد؛ اينها الگوست.

يك نكته‏ى ديگر هم در باب مسئله‏ى غدير عرض كنيم. مسئله‏ى غدير براى ما شيعيان پايه‏ى عقيده‏ى شيعى است. ما معتقديم كه بعد از وجود مقدس نبى مكرم اسلام (صلّى اللَّه و عليه و اله و سلّم) امام به‏حق براى امت اسلامى، اميرالمؤمنين بود؛ اين، پايه و مايه‏ى اصلى عقيده‏ى شيعه است. معلوم است كه برادران اهل سنت ما، اين عقيده را قبول ندارند؛ جور ديگرى نظر ميدهند، جور ديگرى فكر ميكنند؛ اين شاخص وجود دارد. لكن همين قضيه‏ى غدير در يك نقطه وسيله و مايه‏ى اجتماع امت اسلامى است و او شخصيت اميرالمؤمنين است. درباره‏ى شخصيت و عظمت اين انسان بزرگ و والا بينِ مسلمين اختلافى نيست. اميرالمؤمنين را همه در همان نقطه‏ى عالى و سامى(1) كه بايد به او در آن نقطه نگريست - از لحاظ علم، از لحاظ تقوا، از لحاظ شجاعت - مينگرند و مى‏بينند؛ يعنى ملتقاى عقيده‏ى همه‏ى آحاد امت اسلامى اميرالمؤمنين است.

آنچه كه ما امروز بايد به آن توجه كنيم، اين است كه شيعه اين عقيده را براى خود مثل جان عزيزى در طول قرنهاى متمادى حفظ كرده است؛ با وجود دشمنى‏هائى كه شده است - كه اين دشمنى‏ها را كم و بيش همه ميدانند؛ چقدر ظلم كردند، چقدر فشار آوردند، چقدر اختناق ايجاد كردند - شيعه اين عقيده را حفظ كرد؛ معارف تشيع را گسترش داد؛ فقه شيعه، كلام شيعه، فلسفه‏ى شيعه، علوم گوناگون شيعه، تمدن شيعى، فكر راقى شيعيان، بزرگان شيعه و برجستگان شيعه در تاريخ اسلام درخشان است. بنابراين، اين عقيده‏اى است كه شيعه آن را حفظ كرده است و حفظ خواهد كرد؛ اما توجه بكنيد كه اين اعتقاد مايه‏ى دعوا و نزاع نبايد بشود. اين، آن حرفى است كه ما سالهاست اين را گفتيم و تكرار كرديم، باز هم تكرار ميكنيم. و مى‏بينيم كه دشمن چه نيتى دارد، چه قصد خبيثى دارد از ايجاد اختلاف بين آحاد امت اسلامى به عناوين مختلف، از جمله با عنوان شيعه و سنى. دشمن يعنى دشمن اسلام، دشمن قرآن، دشمن مشتركات، دشمن توحيد؛ نه دشمنِ يك بخشى از اسلام. دشمن سعى‏اش اين است كه بين امت اسلامى، دشمنى برقرار كند؛ ميفهمد كه اتحاد دنياى اسلام چقدر براى او مضر است. دشمن ديد كه وقتى انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد، عظمت اين انقلاب و تشعشع اين انقلاب، چطور در دنياى اسلام و در كشورهاى اسلامى توانست دلها را به خود جذب كند؛ دلهائى كه شيعه نبودند. ميليونها نفر از برادران اهل سنت در كشورهاى عربى، در كشورهاى آفريقائى، در كشورهاى آسيائى مجذوب انقلاب شدند و از اين ناحيه، دشمن ضربه خورد؛ از اتحاد دلها، از توجه دلها به جمهورى اسلامى - دلهاى آحاد مسلمانها - دشمن ضربه خورد. ميخواهد اين توجه را از بين ببرد؛ چه جور؟ با ايجاد دشمنىِ بين شيعه و سنى.

الان يكى از بخشهاى مهم سياست استكبار در همين منطقه‏ى ما - علاوه بر دشمنى‏هاى ديگرى كه ميكنند - اين است كه اين سران بعضى از كشورهاى عربى را با خودشان همراه كنند و آنها را در مقابل ملت ايران قرار بدهند؛ در مسائل گوناگون؛ در مسئله‏ى هسته‏اى و غير مسئله‏ى هسته‏اى، از مسائل مختلف. جلسه ميگذارند، مى‏نشينند، معامله ميكنند، توطئه ميكنند. آمريكا از بعضى از كشورهاى اسلامى مطالبه ميكند كه شما چه سهمى حاضريد ايفا كنيد در مقابله‏ى با ايران. سعى‏شان ايجاد دشمنى است. كارى كه دشمن ميتواند در محافل و تصميم‏گيرى‏هاى سياسى بكند، اين است كه سران دولتها را با جمهورى اسلامى وادار به مقابله كند؛ بيش از اين كارى نميتواند بكند. دشمن دل مردم - دل مردم كشورهاى عربى، دل مردم كشورهاى اسلامى، دل مردم فلسطين، دل مردم عراق - را نميتواند از جمهورى اسلامى برگرداند؛ دلها را كه نميتواند؛ حداكثر كارى كه بكنند اين است كه بتوانند دولتها را در مقابل جمهورى اسلامى قرار بدهند. البته آن دولتها هم هر كدام ملاحظه‏كارى‏هاى خودشان را دارند و اين جور هم نيست كه آماده باشند يكجا خودشان را در اختيار صهيونيستها و استكبار در اين قضيه قرار بدهند؛ اما در دل مردم اثرى نميتوانند بكنند. در دل مردم چه اثر ميكند؟ چه چيزى ميتواند دلهاى دنياى اسلام را از جمهورى اسلامى و از ملت ايران جدا كند؟ همين اختلافها و تعصبهاى مذهبى است. اينها ميتواند دلها را از هم جدا كند. از اين بايد ترسيد؛ از اين بايد ترسيد. همه مسئولند كه مراقبت كنند. اينكه در دنياى تشيع عليه برادران اهل سنت، در دنياى تسنن عليه برادران شيعه كتاب بنويسند، تهمت بزنند، بدگوئى كنند، اين نه هيچ شيعه‏اى را سنى خواهد كرد، نه هيچ سنى‏اى را شيعه خواهد كرد. آن كسانى كه مايلند همه‏ى مردم دنياى اسلام به محبت اهل‏بيت و ولايت اهل‏بيت بگروند، بدانند با دعوا راه انداختن و با اهانت كردن و با دشمنى كردن هيچ كس را نميتوان شيعه كرد و به ولايت اهل‏بيت متوجه كرد. دعوا ايجاد كردن جز بَغضاء و جدائى و دشمنى هيچ اثر ديگرى ندارد و اين بغضاء و دشمنى و جدائى همان چيزى است كه امروز آمريكا ميخواهد، صهيونيستها ميخواهند و دارند براى آن تلاش ميكنند. در يك كشور اروپائى غير اسلامىِ دشمن تاريخى و بنيادين با كشورهاى اسلامى، شما مى‏بينيد توى تلويزيون‏شان، مناظره‏ى شيعه و سنى راه مى‏اندازند. يكى را از شيعه دعوت ميكنند، يكى را از سنى دعوت ميكنند، كه شما بيائيد تو اين تلويزيون با هم مناظره كنيد. مقصودشان چيست؟ يك كشور مسيحى، يك كشور استعمارگر با سابقه‏ى سياه، مناظره‏ى شيعه و سنى به چه مقصود راه ميندازد؟ ميخواهد حقيقت معلوم بشود؟ ميخواهد در بين مباحثه و مناظره، مستمعين و مخاطبانش حق را بفهمند؟ يا ميخواهد از اين گفتگوها و از آنچه كه در خلال اين گفتگوها ممكن است از كسى سر بزند، اين آتش اختلاف را تشديد كند؟ نفت روى اين آتش بريزد؟ اينها بايد ما را بيدار كند. اينها بايد ما را به خود بياورد؛ بايد هشيار بشويم. شيعه منطق قوى‏اى دارد؛ استدلال متكلمين شيعه و علماى شيعه درباره‏ى مباحث تشيع استدلالهاى پولادين و محكمى است؛ اما اين ربطى ندارد به اينكه در دنياى تشيع شروع كنند به مخالفان خودشان بدگوئى كردن و اهانت كردن و ايجاد دشمنى كردن، آن هم در مقابل همين جور، و آتش دعوا درست كنند. ما اطلاع داريم، بنده هم امروز اطلاع دارم، هم از گذشته اطلاع دارم كه پولها دارد خرج ميشود براى اينكه اينها كتاب فحش و دشنام و تهمت بنويسند عليه آنها، آنها كتاب فحش و دشنام و تهمت بنويسند عليه اينها؛ پول هر دو را هم يك مركز ميدهد؛ پول هر دو كتاب و نشر هر دو كتاب از يك جيب خارج ميشود. اينها هشداردهنده نيست؟ اينها را بايد توجه كنند.

من امروز به بركت ولايت اميرالمؤمنين و به نام آن بزرگوار و با استمداد از روح بزرگ اميرالمؤمنين اين را عرض كردم براى اينكه يك تأكيدى باشد بر آنچه كه در طول ساليان متمادى امام بزرگوار گفتند، ماها گفتيم؛ همه بدانند، اينجور نباشد كه كسى از يك گوشه‏اى خيال كند دارد از شيعه دفاع ميكند و تصور كند دفاع از شيعه به اين است كه بتواند آتش دشمنى ضد شيعه و غير شيعه را برانگيزد. اين دفاع از شيعه نيست؛ اين دفاع از ولايت نيست. اگر باطنش را بخواهيد، اين دفاع از آمريكاست؛ اين دفاع از صهيونيستهاست. استدلال منطقى هيچ اشكالى ندارد؛ كتابها بنويسند، استدلال كنند؛ علماى ما نوشتند، امروز هم مينويسند و بنويسند. ما در فروع، در اصول، در بسيارى از مسائل، نظرات مستقل شيعى داريم، اينها را استدلال كنند، بيان كنند؛ آنچه كه غير از اينهاست، آن را با استدلال منطقى رد كنند؛ هيچ مانعى ندارد. اما اين غير از اهانت كردن، بدگوئى كردن، دشمنى درست كردن است؛ به اين بايد توجه كرد.

پروردگارا ! به محمد و آل محمد دلهاى ما را بيدار كن؛ دست ما را از دامن اميرالمؤمنين كوتاه مفرما؛ همان صبر، همان مجاهدت، همان اخلاص را در ميان امت اسلامى و در ميان ما مردم تفضل بفرما. پروردگارا ! ما را با ولايت اميرالمؤمنين زنده بدار؛ با ولايت اميرالمؤمنين بميران؛ قلب مقدس ولى‏عصر را از ما راضى و خشنود كن.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

1) رفيع‏

» پادكستی از بيانات رهبر معظم انقلاب در اين ديدار را از اينجا در يافت كنيد. حجم: 550 كيلوبايت، فرمت mp3
» فيلم 1؛ حجم: 900 كيلوبايت
» فيلم 2؛ حجم: 1.2 مگابايت
» فيلم مولودی خوانی در حضور رهبر انقلاب؛ حجم: 800 كيلوبايت

نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387 توسط حزب الله | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

http://www.ya-lesarat.sub.ir 20 سوال بي‌پاسخ در مناظره! مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟ كرامت زن و ابزارگونگی زن عصر پساهاشمی ماجرای چیز های موسوی..... +


نکته امروز:

منوي اصلي

صفحه ی نخست
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

اخبار
سیاست
دین و مذهب
اقتصاد داخلی و خارجی
جامعه
بانک صوتی و تصویری
بیانات و سخنرانی ها
شهدا
طنز سیاسی
خاطرات مقام معظم رهبری
عکس


آرشيو

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


فیلم های ویژه

..:: حزب الله::..

نويسندگان


لوگوی دوستان

Hezbollah
Powered By
BLOGFA

Hezbollahحزب الله